عقاب هم که باشی
بر اوج بلندا، پرواز هم که کنی
کوه هم که باشی
هیچ بادی هم که تکانت ندهد
در این غروب جمعه لعنتی
دلت می گیرد
عزیزم،
تو پیامبر غروب های جمعه ای
فقط نگاهی، پیامی، اشاره ای، معجزه ای رو کن و
همه چیز این عصر جمعه لعنتی را
به هم بریز
سالهاست که من به تو، ایمان آورده ام ...

همه بهــــــانه استـــــ ....
تو برهــــنه باش اما ....
خودتـــ را پاکــــ نگـــه دار ... !!!
════════════
(¯`•._HoSnA_.•´¯)
فقط یه جمله دارم براش:
همیشه عاشقتم
وعاشقت میمونم
دارم برای تو مینویسم برای عشق قشنگم
عشقی که هیچوقت تودلم نمی میره . مدتهاست
که نوشته هام مخاطب خاصی نداره.مینویسم
واسه دل تنگم.واسه عشق قشنگم....عشقی که
باید ازهمون اول راه فراموشش کرد واون رو هم
مثل خیلی از اتفاقای زندگی دست خاطره ها
سپرد ...
ولی اینبار... اینباردارم برای تومینویسم،فقط
وفقط برای توووو
برای پاکی وصداقت توووو...
میخوام از احساس پاکی بنویسم که من،بعد ازاون
همه تجربه،جلوش کم آوردم....
ازدلی بنویسم که دریاست...
از نگاهی که پاک تراز آب زلال چشمه هاست.....
ازدستای مهربونت که وقتی تودستام بود تموم
سردی وسختی زندگی روفراموش کردم....
ازچشایی که باچند حرف ساده، خیلی زودخیس
میشه...
ازلیاقتی بنویسم که خیلی کم پیداشده
دروجودمن...
و بالاخره ازدلم بنویسم،که امشب خیلی
گرفته....خیلی زیاد....... می شینم با خدای خودم
ازتو میگم از عشقمون میگم از روزگارمون میگم
ودلمو خالی میکنم...از دلتنگی تو به آسمون نگاه
کردم ستاره های آسمون خدا نقش تورو واسم
کشیدن.. کاشکی میدی که چقدر نگات کردم و
تماشای چشمات ،چشمایی که هیچ وقت دروغ نگفت...،
آره دلم بد جوری امشب دلش گرفته..حتی
بیشترازابرهای آسمون چشمات....بیشتراز هرروز
دیگه....میدونی همچین بگی نگی،یه هوا،خسته
ام....... البته از یه کم خیلی بیشتر خسته ام
با تیر و کمان غرورت سنگ میزنی
بر شیشه های بی قراریم .
زنگ خاطراتم را میزنی و فرار میکنی
فرصتی نیست 
فرار نکن...!
معنی این شیطنت ها را بگو!!
این بار اگر دلت در حیاط قلبم افتاد ،
سراغش را نگیر.. .
پس نمیدهم!!
به جریمه ی زنگ هایی که زدی و فرار کردی...!

وقتی نیست نباید اشک بریزی
باید بگذاری بغض ها روی هم جمع شوند و جمع شوند 
تا کوه شوند ، تا سخت شوند 
همین ها تو را میسازد...
سنگت می کند درست مثل خودش !
باید یادت باشد حالا که نیست
اشکهایت را ندهی هرکسی پاک کند ...
میدانی؟
آخر هرکسی لیاقت تو و اشکهایت را ندارد....

آدم دلــتنـگ؛
حرفــــ حـالی اش نمـی شــود
لطفــا برايش فلـسفــه نبـا فــــيـد...!!!
دلـمـــ تـنـگــــ استــــ هـــمــيـن
میدانی ...
به رویت نیاوردم ... !
از همان زمانی كه جای " تو " به " من " گفتی : " شما "
فهمیدم پای " او " در میان است ...

خدايا.. .!
خورشيد رو به من قرض ميدی؟؟؟؟
ا
ز تو كه پنهون نيست...
قلبم مدت هاست يخ بسته ...!
چه کردی با من؟!
که این روز ها تو را دیگر
فقط به اندازه یک اشتباه می شناسم
تو ميگذريــــ ...
زمان ميگذرد...
چه كنمـــ با دلی كهـــ
توان گذشتنش نيستـــ ...؟؟
خاطراتمان را که مرور میکنم
تنها به یاد هیچ هایی می افتم 
که در هر دیدار از تو هدیه گرفتم
همه را جمع کرده ام در کوله پشتی ام 
انگار، سنگین وزن ترین آدم این شهرم 
با کوله بار بزرگی از هیچ...
وقتى كه میگى دیگه برا همیشه فراموشش كردى
و هیچ احتیاجى بهش ندارى 
و تمام فحشهاى دنیا رو نصیبش میكنى !
درست زمانیه كه :
بیشتر از همیشه دلت براش تنگ شده ... !!!
گفت: حالت را نمی پرسم چون می دانم خوبی ... 
عکس هایت همه با لبخندند ...!
نمی دانست عکاس که می گوید سیب 
من یاد حماقت آدم و حوا می افتم!
جای خالیت را
نفس عمیق می کشم ...
عطرت از تو باوفا تر است!
رویای دیروزم آن بود که دست اتفاق را بگیرم تا نیفتد...
امروز فهمیدم اتفاق هم که بیفتد
زندگی بی هیچ بهانه ای در جریان است
مثــل بــــاران هــای بــــی اجـــازه
وقتـــــ و بـی وقتـــــ در هـــوایــم پــراکنــده ای!
و مــــن بــی هــوا نــاگهـــان خیســـم از تـــــــو...

به طرف میگن تفریحت چیه ؟
میگه بدبختیامون رو تو فیس بوک مینویسیم ..
لایک میزنیم ، بهشون میخندیم !!!
☃ ☂ ☃ ☂ ☃ ☂ ☃ ☂ ☃ ☂
نصیحت یه شوهر به زنش:
هر وقت یه سوسک تو دستشویی دیدی با دمپایی فورا نکوب رو سرش…
بی توجه از بغلش رد شو… این کار از صدتا فحش براش بدتره
☃ ☂ ☃ ☂ ☃ ☂ ☃ ☂ ☃ ☂
میلیون ها و میلیاردها آدم توی این دنیا هستند
و همه شان می توانند بی تو زندگی کنند ، آخر من بدبخت چرا نمی توانم ؟
☃ ☂ ☃ ☂ ☃ ☂ ☃ ☂ ☃ ☂
دختره میره لوازم التحریری و میگه :
آقا کارت پستال تو تنها عشق منی رو دارید؟…
مرده میگه : بله داریم. میگه : پس ۱۲تا بدید لطفا..!!!
☃ ☂ ☃ ☂ ☃ ☂ ☃ ☂ ☃ ☂
میگن تو بهشت نیم ساعت که درس خوندی
مامانت میاد با یه لیوان چایی و یه کیک شکلاتی
میگه عزیزم خسته شدی دیگه بسه برو فیسبوکت رو چک کن…
☃ ☂ ☃ ☂ ☃ ☂ ☃ ☂ ☃ ☂
داشتیم با مامانم وسایل انباری رو مرتب میکردیم
یه دفعه مامانم یه جعبه مدادرنگی ۲۴رنگ قاب فلزی رو از توو کارتون درآورد
نگاش کرد و زد زیر خنده!!!
گفت: میدونی این چیه؟
اینو خریده بودم هروقت معدلت ۲۰شد بدم بهت
حیف واقعا!!!
خاک تو سرت !!!
☃ ☂ ☃ ☂ ☃ ☂ ☃ ☂ ☃ ☂
آیا میدانید ۸۰ درصد صحبت انسان ها در روز
گفت وگویی است که در ذهن خودشان انجام می دهند.
☃ ☂ ☃ ☂ ☃ ☂ ☃ ☂ ☃ ☂
میدانید چرا ناپلئون همیشه از کمر بند قرمز استفاده میکرده
و این که حکمت کمربند ناپلئون چیست ؟
این سوال برای خیلیها پیش آمده و جواب آن فقط یک جمله است :
از کمربند قرمز استفاده میکرده تا از افتادن شلوارش جلوگیری کند!!
☃ ☂ ☃ ☂ ☃ ☂ ☃ ☂ ☃ ☂
دوستِ عزیزی که سعی داری با دهن بسته خمیازه بکشی…
چه کاریه واقعاً ؟ !
جاش سوراخای دماغت باز می شه خوب…
☃ ☂ ☃ ☂ ☃ ☂ ☃ ☂ ☃ ☂
یکی زنگ زده منم اصلا حوصلشو نداشتم.
شروع کردم نصفه نصفه حرف زدن یعنی مثلا انتن ندارمو قطع میشه و از این حرفا…
میگه صدات قطع و وصل میشه ولی صدای ضبط ماشینت واضح میاد!!
☃ ☂ ☃ ☂ ☃ ☂ ☃ ☂ ☃ ☂
من دیگه اون آدم ِ قبلی نیستم
اما به نظرم این مشکل نیست
مسئله اونه که من اون آدم ِ بعدی هم نیستم…
☃ ☂ ☃ ☂ ☃ ☂ ☃ ☂ ☃ ☂
مامانم خطاب به همسترمون: سلام عزیزم، سلام پسرم صبحت بخیر!
خوب لالا کردی؟ بزار برات غذا بیارم عشقم بخوری چاق بشی چله بشی…
آی مامان قربونت بره..
ای جانم ای جانم!
مامانم خطاب به من:
هوی شتر نمیخوای اون تن لشت رو از جات بلند کنی بیای صبحونتو کوفت کنی؟؟؟
☃ ☂ ☃ ☂ ☃ ☂ ☃ ☂ ☃ ☂
یارو داشت بچش رو میزد بهش میگن چرا میزنیش؟
میگه فردا کارنامشو میگیره منم فردا نیستم شهرستانم.
☃ ☂ ☃ ☂ ☃ ☂ ☃ ☂ ☃ ☂
آخر نفهمیدیم منظور اینایی که میگن گوش کن ببین چی میگم چیه ؟
آخر گوش کنم ؟
یا ببینم ؟
☃ ☂ ☃ ☂ ☃ ☂ ☃ ☂ ☃ ☂
دوتا انگلیسی داشتن فارسی یاد میگرفتن
اولی میگه پاشو
دومی می گه نمیپاشم
اولی جواب میده نگو نمیپاشم بگو پاشیده نمی شم
☃ ☂ ☃ ☂ ☃ ☂ ☃ ☂ ☃ ☂
سال ها برای برابری زنان و مردان تلاش کردیم
و بالاخره توانستیم حق مش کردن مو، سوراخ کردن گوش و برداشتن ابرو را
به آقایان تقدیم کنیم!
☃ ☂ ☃ ☂ ☃ ☂ ☃ ☂ ☃ ☂
بچه:مامان اون آقاروببین کچله!
مامان: هیس…میفهمه
بچه: مگه تا حالا نفهمیده!
☃ ☂ ☃ ☂ ☃ ☂ ☃ ☂ ☃ ☂
اعتماد به نفس بعضی ها رو اگه خر داشت
الان سلطان جنگل بود!!
☃ ☂ ☃ ☂ ☃ ☂ ☃ ☂ ☃ ☂
مرد : اگر من ترکت کنم
عمرا نمیتونی یکی مثه من پیدا کنی…
زن : چی باعث شده که فک کنی باز هم یکی مثه تو میخوام…؟
☃ ☂ ☃ ☂ ☃ ☂ ☃ ☂ ☃ ☂
دوغ قبول!
شیرکاکائو قبول!
آبمیوه پاکتى قبول!
اصلا نوشابه هم قبول!
آب معدنى رو دیگه برا چى تکون میدى؟!
همش همونه!!!
☃ ☂ ☃ ☂ ☃ ☂ ☃ ☂ ☃ ☂
مرده شب خونه نمیاد فرداش زنش میپرسه کجا بودی
میگه پیش دوستم
زنه زنگ می زنه به ده تا از دوستاش
۸ تا میگن اینجا بوده
۲تا میگن هنوز اینجاست !
☃ ☂ ☃ ☂ ☃ ☂ ☃ ☂ ☃ ☂
میدونی چیه ؟
اونقدری که واسه تو مایه گذاشتم ، اگه به دسته بیل آب میدادم تا حالا میوه داده بود !
☃ ☂ ☃ ☂ ☃ ☂ ☃ ☂ ☃ ☂
شوخ طبعی یکی از ویژگی های مردان جذابه…
.
.
.
.
.
.
.
.
.
اما به یاد داشته باشید که هرگز دختری رو پیدا نمیکنید که بیخیال بهرام رادان بشه و بره سراغ حمیدماهی صفت !!!
☃ ☂ ☃ ☂ ☃ ☂ ☃ ☂ ☃ ☂
جمعیت جهان = ۷,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰ نفر
اگه من بمیرم = ۶,۹۹۹,۹۹۹,۹۹۹ نفر
همه اعداد عوض میشه
قدر منو بدون …
☃ ☂ ☃ ☂ ☃ ☂ ☃ ☂ ☃ ☂
زن همسایه چیست ؟
زن همسایه موجودیست که ساعتها دم در حرف میزنه
اما نمیشینه ، چون دیرش میشه…
☃ ☂ ☃ ☂ ☃ ☂ ☃ ☂ ☃ ☂
امروز صبح بعد از مدتها تصمیم گرفتم برم ورزش کنم!
تیشرت نارنجی مو پوشیدم و زدم بیرون.
و حالا توجه شما رو به تیکههای ملت غیور خصوصا دخترای گل جلب میکنم:
نارنگی! کجا میری؟
پرتقال! بدو تا نخوردمت!
هویج!مگه خرگوش دنبالت کرده؟
ته سیگار!
رفتگر!برو ۹ شب بیا بابا!
چیتوز موتوری!
سن ایچ و دیگر هیچ!
لینا توپی!!انقدر جون نده بابا!
اسمارتیز!بقیه دوستات کجان؟
بچهها! بچه ها! گارفیلد!………….
☃ ☂ ☃ ☂ ☃ ☂ ☃ ☂ ☃ ☂
( یه توپ دارم قلقلیه ) پَ نه پَ شش ضلعی نامنتظمه…
( میزنم زمین هوا میره ) پَ نه پَ می خواستی زمینو حفر کنه برسه مرکز زمین…
( نمی دونی تا کجا میره )پَ نه پَ می دونم نمیگم که ریا نشه…
( من این توپو نداشتم ) پَ نه پَ داشتی ، رو نمی کردی…
( مشقامو خوب نوشتم ) پَ نه پَ همش برو دنبال یللّی تللّی…
( بابام بهم عیدی داد ) پَ نه پَ می خواستی روز مادر بهت کادو بده…
( یه توپ قلقلی داد ) پَ نه پَ می خواستی یه دونه بی ام ۷۳۰ بهت بده !!
این دو داستانك...
نخست: نوع بیان

روزی مرد کوری روی پلههای ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود روی تابلو خوانده میشد: من کور هستم لطفا کمک کنید.
روزنامه نگار خلاقی از کنار او میگذشت. نگاهی به او انداخت، فقط چند سکه در داخل کلاه بود. او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد، تابلوی او را برداشت، آن را برگرداند و اعلان دیگری روی آن نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت و آنجا را ترک کرد. عصر آن روز، روزنامهنگار به آن محل برگشت و متوجه شد که کلاه مرد کور، پر از سکه و اسکناس شده است! مرد کور از صدای قدمهای او، خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان کسی است که آن تابلو را نوشته، بگوید که بر روی آن چه نوشته است؟
روزنامهنگار جواب داد: چیز خاص و مهمی نبود؛ من فقط نوشته شما را به شکل دیگری نوشتم و لبخندی زد و به راه خود ادامه داد. مرد کور هیچوقت ندانست که او چه نوشته است، ولی روی تابلوی او خوانده میشد: امروز بهار است، ولی من نمیتوانم آن را ببینم!
دوم: جراح و تعمیرکار

روزی جراحی برای تعمیر اتومبیلش آن را به تعمیرگاهی برد!
تعمیرکار بعد از تعمیر به جراح گفت: من تمام اجزای ماشین را به خوبی میشناسم و موتور و قلب آن را کامل باز میکنم و تعمیر میکنم! در حقیقت من آن را زنده میکنم!
حال چهطور درآمد سالانه من، یکصدم شما هم نیست؟!
جراح نگاهی به تعمیرکار انداخت و گفت: اگر میخواهی درآمدت یكصدبرابر من شود، این بار سعی کن زمانی که موتور در حال کار است، آن را تعمیر کنی!
این قطعه را تقد یم می کنم به روح بزرگ پدرم که غریبانه به دیار حق شتافت.
پدر آن روز که شد پیک اجل همدم تو
آتشی بود که افرو خته شد خانه من
چه کنم بی توندارم به درون شوق و سرور
حیف شد آن طرب و مستی و پیمانه من
چه غریبانه نقاب از رخ جان بر کندی
ای سفر کرده ی همواره غریبانه من
چمن و باغ و گلستان همه خس می بینم
از چه رفتی زبرم ای گل و پروانه من
به جوانی و به پیری و کهنسالی خویش
همه دم ذکر خدا کردی و شکرانه من
بی تو درد و غم و محنت همه مانوس منند
ای انیس دل درمانده و دیوانه من
دهر غدار مرا تلخی ایام بداد
کاش می دید چنین حالت مستانه من
عجبا نیست دگر همدم و همراز دلم
مرحمی نیست کنون بر دل ویرانه من
تو برفتی و غم دوری تو هست مرا
ای گرفتار بلاهای غرورانه من
آتش مهر تو هرگز نشود سرد وخموش
بس که این عالم امکان شده بیگانه من
باورم نیست که دیگر نکنی شکوه پدر
ز جفاهای مکرر که شده شانه من
نیست در صفحه قلبم به جزعشق تو,چرا
ترک ما گفتی و رفتی تو ز کاشانه من

در سوگ توای پدر! شبم طولانی است
بی روی تو چشم من پراز حیرانی است
باز ای پدرتما شا کنم احساس تورا
درخانه غم و درخاطره ام ویرانیاست !
در سو گ توای پدرغم نا مه ام به مرگ تو امضا شد
و یک فاصله که مرا تا ابد درحسرت لبخند رنجدیده
ولی پرازلطافت مردانه ات تنها میگذارد .!
ای ابروی ! عشق و ای اسوه نستوه زندگی ای
پدر!
بی تو رویای دیدن روی اسمانی ات تا انتظاری سخت
درپرده میماند
روحت شاد و روانت جاودانه باد
داغ دیده !
خدایا می زند غم بر درم مشت
مرا اندوه دوری از پدر کشت
زندگی راه درازیست ، حریفش مرگ است
عمر یک قصّه و پایان ظریفش مرگ است
زیستن پرسش سختیست که عمری با ماست
پاسخ منطقی و نرم و لطیفش مرگ است
این طرف رهگذری ، نام عزیزش انسان
آن طرف همسفری ،اسم شریفش مرگ است
داغ یاران سفر کرده چه سنگین داغیست
داغی آن گونه که یک سوز خفیفش مرگ است
زندگی یک غزل نیمه تمام است ای دل
که به هر وزن بگوییم ردیفش مرگ است
در سوگ پدر
نمیدانم چـــرا شــــد خیــره چشـمـم؟
مگر دزد قضا نــورش ربـوده است
چرا تـاریک شــد دنیــــای قلبـــــم؟
چرا بغض غـم انــــدر سینــه دارم؟
چرا فـــریــاد میپیچــــد گـــــلویـــم؟
چــرا پــــر زاتش درد است جانـــم
نمیــــدانم نمیـــــدانــم خــــدایــــــــا
که ازســـــوزغــم کی در گـرفتـــم؟
چرا این کـورهء ســـــوزان تنــم را
سـراپا شعله زد خاکستــرم ساخت؟
***
نباشد کین سپــــاه ترس و وحشت
مرا از مرگ بــــا بــا یم بگویــــد!
مرا با خود بـرد در بیکسی هـــــــا
به تنهایی به تاریکی به عِـــزلــت
***
برو ای مـرگ ای دیـــــو ستمگـــــر
مبـر از من خــــدای قــــــدرتــم را
مرا بـــا بـــای من بـابـای من نیست
مرا نور خــــدا داد است، ای مرگ
برو ای مرگ دست بـــردار از وی
مبـــر تــــو چلچـــراغ کلبــــه ام را
صفای قلب و شــــان و شوکتـــم را
***
پدر بر خیز بر گو کین دروغ است
ترا دست فلک با خــــود نبـــردست
تو اینجـا با منی بـــا من پـــــدر جان
بگیر دستم که بی تـــو تـــرس دارم
***
مگــوئیــــد ای خــــداونــــدان الفت
که از مهر پــــدر محـــــروم گشتــم
مگـــوئیــــدم که دیگــــر تا قیـــامت
من آن گنــــج ازل را مـــی نبینــــم
***
تــو رفتی ای پــــدر ای مهربـــــانم
بـه دنیـــــای ابدیت پـــــا نهــــــادی
روانت شـــــاد بـــــادا ای مسافـــــر
مبــــارک بــــــاد بـــر تو خانـهء تو
مبـــــارک بـــــاد فردوس بــرینت
بهشت اسمان بـــــاشــــد زمیـــنت
مرد درحال تمیز کردن ماشین بود که متوجه شد پسر ۸ ساله اش بر روی ماشین خط میاندازد مرد با عصبانیت چندین مرتبه ضربات محکمیبر دست کودک زد بدون اینکه متوجه آچاری که در دستش بود شود در بیمارستان کودک انگشتانش را از دست داد کودک پرسید: «پدر انگشتانم کی رشد میکند؟» مرد نمیتوانست سخنی بگوید به سمت ماشین بازگشت و شروع کرد به لگد کردن ماشین و چشمش به خراشیگی کودک خورد که نوشته بود:(( دوستت دارم پدر )

لینکش اینه http://en.20dollars2surf.com/?ref=42488
بعد از ورود به این صفحه یه نرم افزار به شما میده بگیرید و نسبش کنید بعد نسب این مراحل رو دارید که انجام بدین
پرچم آمریکا یا انگلیس رو بزنید تا زبان سایت انگلیسی شود
- ایمیل خودتون رو وارد کنید و اینتر بزنید (ایمیل شما بعنوان نام کاربری شماست)
- یه صفحه میاد که توش یه نرم افزار با حجم خیلی کم( 1.45 مگابایت) هست که باید دانلود کنید
- بعد از دانلود وقتی نصب می کنید، اسم - جنسیت - سال تولد - زبان و سایت یا وبلاگ اگه داشتین می نویسید (وبلاگ اجباری نیست)
- نرم افزار 20Dollars2Surf یک فلش پلیر معمولی که اگه روی علامت دلار که گوشه قرار داره کلیک کنید وارد صفحه خودتون تو سایت میشین
و نحوه فعالیت
اگه عضویتتون تکمیل شد، شغل جدیدتون رو بهتون تبریک میگم. (یادآوری می کنم که تنها فقط عضو شدن نیست باید کارهایی که می گم انجام بدی . فراموش نشه این اوله کاره .اما مثله آب خوردنه )
توی این پست می خوام نحوه فعالیت رو توضیح بدم و کاملا بگم که چیکار باید بکنید تا همون طور که گفتم جایی برسید که با پول خوردتون لپ تاپ بخرید.
شما باید هر روز 1 بار برید تو اینترنت و وارد صفحه کاربری خودتون بشید، همون طور که گفتم نرم افزار Dollars2Surf 20 رو باز کنید گوشه نرم افزار روی علامت $ کلیک کنید. (تا صفحتون باز بشه)
خب حالا توی صفحه کاربری روی نوار آبی مقدار امتیاز، زیر مجموعه و درآمدتون رو میبینید.
روی گزینه (Click)
کلیک کنید.
در صفحه ای که باز شد مقابل هر بنر (Click)
وجود دارد، اولی رو بزنید. صفحه جدیدی باز
می شه بدون اینکه صفحه رو ببندید، به صفحه کلیکها برگردید و دومی رو بزنید
تا باز بشه دوباره به صفحه کلیکها برگردید (Ctrl+Shift+Tab) و به همین
ترتیب همه 10 تا کلیک رو باز کنید، حالا شما 10 تا صفحه باز دارین بالای
هر صفحه یک تایمر به مدت 60 ثانیه معکوس در حال اجراست بعد از صفر شدن
تایمر سمت چپ دیده می شود، به این معنی که شما 10 امتیاز گرفته اید و بعد از گرفتن امتیاز هر صفحه می توانید آن صفحه را ببندید.
نرم افزار Dollars2Surf 20
پیشنهاد می کنم اگه ADSL دارید هر وقت پشت کامپیوتر بودین به اینترنت وصل بشید و نرم افزار $20 رو باز کنید چون هر چی بیشتر باز باشه بهتون بیشتر امتیاز میده طوری که شما هر ماه میتونید حداقل 10000 امتیاز فقط از این راه بگیرید.
در ضمن می تونید توی مسابقه 1-1000 point هم شرکت کنید، به این صورت که بعضی وقت ها نرم افزار این بنر رو
نشون میده وشما باید اونو کلیک کنید و امتیاز برنده بشید. (من روزی حدودا 10 ساعت پشت کامپیوترم، هر روز هم ده بیست بار این بنرامتیاز آور رو شکار می کنم)
شرکت این امتیاز رو بخاطر این گذاشته که اولا نرم افزار رو باز نگه داریم (در ضمن ما از باز نگه داشتن این تبلیغات هم پول میگیریم) دوما به تبلیغاش نگاه کنیم. شما هم به جز این بنر روی اون یکی بنرها کلیک نکنید، چون امتیازی براتون ندارهخب اگه مشکلی داشتین من در خدمتتونم
سلام امروز میخوام یه سایتی رو معرفی کنم که فکر کنم که دیدنش بدک نباشه
باعضویت تویه این سایت میتونین کسب درامد کنین
اگه دوست دارین فرصت از دست ندین و رو لینک زیر کلیک کن وبه دوستاتونم معرفی کنین
ضرر نداره
با این کارتون منم همایت میکنین
http://www.mi118.com/Register.aspx?Ref=90146
خیلی ممنون
شفقلرده اوچان آخشام قوشلاری
مندن سلام دئیین گؤزل چایپارایا
قاتاریله گئدن وطنه ساری
آرخاداشلار بیر باش ووروندا بیزه
...
آچین منیم تاختا سینیق قاپیمی
گؤرون عزیز آنام یولدان گلدی می ؟
اوشاقلایرم گؤرون اونوتموش غمی
یوخسا اؤلوم ، آجلیق وئریب دیز دیزه ؟
...
بوراخمایین ائویم نمدن چوروسون
قویون صبا توزلارینی سوپورسون
قیزیل گولون نورو اونو بوروسون
توخونمایین بنؤوشه یه نرگیزه
...
دومان چؤکوب افقلری قاراتدی
منه غربت بیر جهنم یاراتدی
خزان یئلی باخجامیزی ساراتدی
داها نه لر دئییم دوسلار من سیزه ؟
.......
ای پرنده های شامگاهی که در شفقها می پرید
از من به چایپاره زیبا سلام برسانید
ای آنکه با قطار به سوی وطن در حرکتی
دوستان به خانه ما نیز سر بزنید
...
در تخته شکسته ما را باز کنید
ببینید مادر عزیزم از راه رسید ؟
ببینید بچه هایم غم را فراموش کرده اند
وگرنه گرسنگی و مرگ دست به دست هم داده اند ؟
...
نگذارید خانه ام از نم بپوسد
بگذارید صبا گرد و خاکش را بروبد
نور گل محمدی آن را در برگیرد
دست به گل بنفشه و نرگس نزنید
...
ابر آمد و افقها را تیره کرد
غربت برایم جهنم آفرید
باد خزان باغچه مان را زرد کرد
دیگر به شما چه ها بگویم دوستان ؟
آنا
اي سعید,بو دنيادا هر زمان
آنان وئرميش زحمتيله سنه جان
سو,چوره يين قيت اولسادا آتمادين,-
يوردون اولدو بو عذابلي , دار شروان
هئچ بير كسه سن اولمادين طفيلي
كومك آلدين آللاهدان وآنادان
سن اوتوردون كولگه كيمي آنانين
چهره سينين كولگه سينده آن به آن
اي آق قارتال! نه وقته دك اولاجاق
آنا يوردو وجودونا آشيان؟
نه وقته دك,عيسي كيمي آتاسيز
آنا ايله تانيسينلار سني؟ قان!
بير دفعه ده خضر كيمي يوخا چيخ
بسدير اولدون آنانلا همخانمان!
سن قيمتلي بير درسن, ندندير
اولدون آنا آستاناسيندا پنهان؟
سن عقللي اولادسانسا ديله گل
آنا كيمي اوزونو دانلا بير آن
هر نه ائتسن آنا حقين اونوتما
بيل,آناندير سنه ائده ن جان قربان
بو آنانين خاطرينه, دشمنده ن
گلن درده دوزوب, سن اول مهربان
قورخ اوگونده ن, بير گون سني تك قويوب
ابديليك آنان كوچر دنيادان
***
مادر
ای سعید ، در این دنیا هر زمان
مادرت با زحمت داده بر تو جان
در قحطی آب و نان نیز رهایت نکرد
مکانت شد این شیروان تنگ و پرعذاب
طفیل هیچ کس نشدی
از خدا و مادرت کمک گرفتی
تو نشستی مثل سایه
هر لحظه زیر سایه مادرت
ای شاهین سفید ، پس کی
وطن مادری برتو آشیان خواهد شد ؟
تا کی همانند عیسای بی پدر
با نام مادرت بشناسندت ، بفهم
یک بار نیز مانند خضر ( پیامبر ) ناپدید شو
با مادر همخانه شدنت بس است
تو قیمت هستی ، پس چرا
در درگاه مادرت پنهان شدی ؟
اگر تو اولاد عاقلی هستی زبان بگشا
همانند مادر یک لحظه خودت را نصیحت کن
هر چه کنی حق مادرت را فراموش نکن
بدان مادر کیست ، آنکه جانش را فدایت می کند
به خاطر این مادر ، از دشمن
دردی که می آید تحمل کن و مهربان شو
از آن روزی بترس که تنهایت بگذارد
و مادر ابدیت از دنیا کوچ کند
دنیز خانـیم
DENIZ XANIM
آچ قوللارین آپار اؤزونه چک دنیز خانیم
بوغ گؤزلرینده بیرده منی آی عزیز خانیم
گؤیلرده یوخدی اولدوزوم آنجاق بیلیرسینیز؟
سیز سیز اؤلوم ، یاشام ، حایاتیم تکجه سیز خانیم!
شیعریمده بیر گؤزل قاراشین نازلی قیز یاشیر
بیر نازلی ساچلی دی اودا سیز سیز هنیز خانیم
دونیا نه ایسته ییرسه بیزی آیری ایسته میر
منلن سیزیک باخین ؛ اولوروق "بیرجه" ، "بیز" خانیم
ائوده آغاج ، حه یه ت ، قاپی دا گؤزله ییر سیزی
ایستیر اوتاق بیزی اوتوراق دیز به دیز خانیم
سیز یوخسونوز اتاق داریخیر ، چای آجیقلانیر
سیز یوخسونوز هله دئیینیر منله میز خانیم
سیزدن سؤرا اؤلومدی یاشیر منده هر زامان
سیزدن سؤرا یاشامدان اؤتور" یوخدی ایز خانیم
مندن سؤرا نه فایداسی وار یادیگار قالا !
بیر شیعر دفتریم و داها بیر عکیز خانیم؟
مندن چکین مه یین داها جور باخمایین منه
من قومسالام ، بیر ایتمیش آدا... سیز ؛ ـ دنیز خانیم.
دریا خانم ــ خانم دریا
وا کن دستاتو بکش به طرف خودت خانم دریا
یه بار دیگه توی چشات منو خفه کن
شما که میدونید توی آسمونا هیچ ستاره ای ندارم و...
شمایید مرگ و زندگی و بودن من ...تنها شما خانم
توی شعرام یه دختر سبزه روی نازنین زیبا زندگی میکنه
یه نازدار مو بلنده که ... اونم هنوز شمایید خانم
دنیا هر چی هم بخواد منو شمارو جدا از هم نمیخواد
من و شما هستیم ... ببینین میشیم یکی ... میشیم ما
توی خونه درخت ، در ، حیاط هم انتظار شمارو میکشه
اتاق دلش میخواد مارو ببینه که روبه روی هم نشستیم
شما نیستین اتاق دلش میگیره چایی برام تلخی میکنه (تلخ ...؟)
شما نیستین هنوز هم میز اتاق منو سرزنش میکنه
بدون شما مرگه که هر لحظه در من زندگی میکنه
بدون شما هیچ نشونه یی برای ادامه زندگی وجود نداره
بعد از من چه فایده داره اگه براتون یادگاری بمونه
یه دفتر شعر از من با یه عکس
منو ندیده نگیرید(از من کناره گیری نکنید) جور دیگه یی به من نگاه نکنید
من یه شنزارم ، یه جزیره گمشده... شما : دریا ، ـ خانم!
اسسون وارسا ای غافل
اسسون وارسا ای غافل
آلدانما غيل زنهار سن مالا
شول نسنه يه که سن قويوب
گئدرسن اول گئرو قالا
سن زحمتينی گوره سن
دوره سن دونيا مالينی
آنلار قاليرلار خرج ائدوپ
آنميالارزهی بلا
سنی اونودور دوستلارين
اوغلون قيزين عورتلرين
اول مالينی اوله شلر
حساب ائديب قيلدان قيلا
قيلمايالار سنه وفا
بونلار بای اولار سن گدا
سنسن ايچين وئرمه يه لر
بير پارا ائتمک يوقسولا
بير دمليغه آغلاشالار
آندان واروپ باغلاشالار
سنی چوقورا گوموشوب
تئز دونه لر گوله گوله
اول کيم گئدر اوزاق يولا
گرک آزيق آلا بيله
آلمازوسا يولدا قالا
ارميه هرگز منزله
وئردی سنه مالی چلب
تا خيره قيلاسان سبب
خیر ائیله ده قيل حق طلب
وئرمه دن اول مالين يئله
گؤزلرین
چكير وارليغيمي دارا گؤزلری
آپارير روحومو هارا گؤزلرین
قارا بير محبس دير قارا گؤزلرین
بوراخ گؤزلرينين حبسيندن منی
...
یاندیریب ياخماقدا اؤد قودرتي وار،
تکجه من بيليرم نه حيددتي وار،
، آخی جزانين دا بير مدتي وار،
گؤزلرينين حبسيندن مني.بوراخ
...
قالديم جاذيبه نده بيهوش کیمی یم
مرحمت گؤزله ين باخيش کیمی یم
قفسه سالينميش بير قوش کیمی یم
بوراخ گؤزلرينين حبسيندن منی
...
گونوم ائله سندن شيكايت اؤلوب،
بو سئوگی بير داستان ،حئكايت اؤلوب
محبت نه واخت دان جينايت اؤلوب
بوراخ گؤزلرينين حبسيندن منی
...
زيندانا كؤنوللو سالديم اؤزومی
عيبي يوخ، پاييزا دؤندریازیمی
من گوناه ايشله ديم آرتیر جزامی
ساخلا گوزلرينين حبسینده منی

ینم یه گله از پدر و مادر
پدر اگر آن شب خوش خلوتی پیدا
نمیکردی
و تو هم ای مادر ! شوخ چشمیها نمیکردی
و تو هم ای آتش هوس شرر بپا
نمیکردی
من اینک تو این دنیا بی نشان
بودمی
پدر تو آن شب جنایت کرده ای
شاید نمیدانی
به دنیایم هدایت کرده ای شاید
نمیدانی
از این بابت خیانت کرده ای شاید
نمیدانی
از این بابت جنایت کرده ای شاید
نمیدانی
نگاه تو.
دارم
از دست نگات دنیا رو تاریك می بینم
شبا با یه دنیا غم تو تنهایی هام می شینم
كاشكی از حرف دلم جمله ای رو خونده بودی
روی این نگاهات با خنده پوشونده بودی
دستم بگیر به دستای خودت پلی بزن
باز با اون بوسه ی گرمت به لبم گلی بزن
چشم من دنبال چشمت همه جا گشته , بیا
ایندفعه كه اومدی با اون چشات چشمك عاشقی بزن
می دونی توی دلم ولوله ای برپا می شه
وقتی باز از راه میای ستاره ی چشمای تو پیدا می شه
وای نبند چشمات حتی اگه شد نزن یه پلك
بذار این دیوونه گم شه توی باغ چشمای صاحب ملك
دلم از دست نگات رفته به ناكجا نمی دونم كجاس
ولی این می دونم هر جا باشی دنبال اون چشمای تو , تو كوچه هاس
كاش نگات باز پر از ستاره بود مثل قدیم
روز به شب طعنه میزد از حرفایی كه می زدیم
گل من هنوز چشام دنبال اون چشات قهر نكن با من
مهربون با اون نگات تو حرفی از آشتی بزن
نگیر از من عشقت امید من , چیزی بگو
هر چی خواست دلت ولی با لبهای نگات بگو
وای نبند چشمات من دیوونه ی نگاهتم
اون نگاه كه ساكته داد می زنه عاشقتم.
حال من و تو بی هم.
تو كجایی شادی؟؟
گویی از دور
همان لحظه كه رفت
از غم مردن عشق
یا تهی گشتن دل
شاید از روی ترحم یا درد
یا برای مرگ, خنده ی ناز سكوت
ترك شیشه ی احساس نیاز
زوزه ی باد خزانی در باغ
نوگلی خشك شده بر تن خاك
خواهش بی سبب من از او
و نگاهی كه به یخبستگی قلبش بود
رو به من
اشك به چشم
خون به جگر
دست تكان می دادی!!!
دوستای گل , شعرای نویی كه نام شاعرش رو ننوشتم
این هم سایتی كوچیكتون سرودتشون(بهتره بگم به هم بافتم)
من و خستگی!!!
می دونی خسته شدم بسکه دلم تنگه برات
هی می گم یادش می ره صدای گرم خندهات
ولی بیچاره دلم عاشقت خیلی , هنوز
هر چی شعرم که می گه توش پره , آه و اشک و سوز
چی بگم؟ چی کار کنم با دل بی عقل و خراب
دیگه باور نداره حقیقت روشن آب از سراب
داره آتیش می زنه این دل دیوونه به جون
عشق تو رسوندتش به حد بی مرز جنون
لالا میگم برات خوابت نمیاد
بزرگت میکنم یادت نمیاد
لالا کن بوته خوش رنگ پنبه
که با ما دست این دنیا بجنگه
شب مهتابیه امشب دوباره
مامات رفته دل من بیقراره
مامات رفته به جاده تباهی
الهی بشکنه قلبش الهی
میخواست با فقر و بدبختی بجنگه
میگفت بیهوده مردن خیلی ننگه
عجل اومد رسید هنگام مرگش
فنا شد در فساد اون قلب تنگش
سفارش کرده غمخوار تو باشم
به روز و شب پرستار تو باشم
بزرگ شیو بجنگی با گناهاش
که سامونی بگیره آرزوهاش
حالا من موندم و تو توی خونه
عزیزم قلب تو خیلی جوونه
كاشكی می خوندی برام ترانتو
قصه های خلوت شبانتو
كاش بهم گفته بودی می خوای بری
بری و دستام تنها بذاری
اگه می گفتی بهم دنیای من سوال نبود
نقش این خاطره ها گریه ی بی صدام نبود
حالا دارم از غم رفتن تو می پوسم
روزی صد بار عكس ماه رخت می بوسم
تو رو به خدای تنها برگرد
می دونم خسته ای اما به عجابت دعاهام برگرد
دارم اینجا توی ناامیدی نبودنت می میرم
خالی از هر چی نفس بهونه ی بوی تو رو می گیرم
اگه رویای سرت رفتن پس دلت چی شد؟
اون همه معنی واژه های عاشقت چی شد؟
تو رو به هر چی صدا , هر چی قسم , هر چی دعاس
نرو اینجا به خدا خونه ی خوشبختی ماس
می دونم اونی نبودم كه دلت آرزو داشت!!!!
تقصیر من نبود آخه دل تو آرزوی محالی داشت!!!
بیا جونم بگیر , اما بیا و باز بمون
دوباره با لرزش هنجره ی پنجره ها برام بخون
تو رو به ستاره های دل شب
تو رو به گرمی عشق پر تب
تو رو به خدای تنها برگرد!!!
خونه ای خونه ی غمگین چه روزایی رو به یادم میاره
خونه ای خونه ی تنها واسه من هزارتا خاطره داره
اون روزا یادم نمیره دیوار خونه پر از پنجره بود
تو افق همسایه ما دریا بود ستاره بود پنجره بود
خونه خونه جای بازی برای آفتاب و آّ ب بود
پر نور واسه بیداری پر سایه واسه خواب بود
پدرم میگفت قدیما خونه رو با دستامون ساخته بودیم
توی برف و باد و بارون خونه رو با قلبامون ساخته بودیم
خونه عشق مادرم بود که تو باغچه اش گل اطلسی میکاشت
خونه روح پدرم بود هیچی رو همپایه خونه دوست نمیداشت
خونه خونه جای بازی برای آفتاب و آّ ب بود
پر نور واسه بیداری پر سایه واسه خواب بود
سیل غارتگر اومد از تو رود خونه گذشت
پلا رو شکست و برد زد و از خونه گذشت
دست غارتگر سیل خونه رو ویرونه کرد
پدر پیرم و کشت مادر و دیوونه کرد
حالا من موندم و این ویرونه ها
پر خشم و کینه دیوونه ها
کی میاد دست روی دستم بذاره
تا بسازم خونمونو دوباره
وقتی که چلچله ها ، خبر فصل بهارو می دادن ، عشق آوازو نداشت
دیگه آسمون براش ، فرقی با قفس نداشت
واسه پرواز بلند ، تو پرش هوس نداشت
شوق پرواز ، توی ابرا ، سوی جنگلای دور
دیگه رفته از خیال اون پرنده صبور
اما لحظه ای رسید ، لحظه پریدن و رها شدن ، میون بیم و امید
لحظه ای که پنجره ، بغض دیوارو شکست
نقش آسمون صاف ، میون چشاش نشست
مرغ خسته پر کشید و افق روشنو دید
تو هوای تازه دشت ، به ستاره ها رسید
لحظه ای پاک و بزرگ ، دل به دریا زد و رفت
با یه پرواز بلند تن به صحرا زد و رفت
از من رمیده ای و من ساده دل هنوز
بی مهری و جفای تو باور نمی كنم
دل را چنان به مهر تو بستم كه بعد از این
دیگر هوای دلبر دیگر نمی كنم
رفتی و با تو رفت مرا شادی و امید
دیگر چگونه عشق تو را آرزو كنم
دیگر چگونه مستی یك بوسه ی تو را
در این سكوت تلخ و سیه جستجو كنم
یادآر آن زن , آن زن دیوانه را كه خفت
یكشب بروی سینه ی تو مست عشق و ناز
لرزید بر لبان عطش كرده اش هوس
خندید در نگاه گریزنده اش , نیاز
لبهای تشنه اش به لبت داغ بوسه زد
افسانه های شوق تو را گفت با نگاه
پیچید همچو شاخه ی پیچك به پیكرت
آن بازوان سوخته در باغ زرد ماه
هر قصه ای ز عشق كه خواندی به گوش او
در دل سپرد و هیچ ز خاطر نبرده است
دردا دگر چه مانده از آن شب , شب شگفت
آن شاخه خشك گشته و آن باغ مرده است
با آنكه رفته ای و مرا برده ای ز یاد
می خواهمت هنوز و به جان دوست دارمت
ای مرد , ای فریب مجسم بیا كه باز
بر سینه ی پر آتش خود می فشارمت.
نقش پنهان.
آه , ای مردی كه لبهای مرا
از شرار بوسه ها سوزانده ای
هیچ در عمق دو چشم خامشم
راز این دیوانگی را خوانده ای
هیچ می دانی كه من در قلب خویش
نقشی از عشق تو پنهان داشتم؟
هیچ میدانی كز این عشق نهان
آتشی سوزنده بر جان داشتم؟
گفته اند آن زن زنی دیوانه است
كز لبانش بوسه آسان می دهد
................
...............
هرگزم در سر نباشد فكر نام
این منم كاینسان تو را جویم به كام
خلوتی می خواهم و آغوش تو
خلوتی می خواهم و لبهای جام
فرصتی تا بر تو دور از چشم غیر
ساغری از باده ی هستی دهم
......................
....................
آه , ای مردی كه لبهای مرا
از شرار بوسه ها سوزانده ای
این كتابی بی سرانجامست و تو
صفحه ی كوتاهی از آن خوانده ای

اگر تو باشی
تو اگه اینجا باشی غم دیگه اینجا نمی یاد
روزا با یه دنیا عشق ,شبم با خنده هاش می یاد
تو اگه بخندی باز دنیا نگاش به اینوره
دستی از دور میرسه گر یه رو با خود می بره
میدونی خنده هات از طعم عسل شیرین تره
انگاری توی طبق نقل و نبات,خیری داره
وای اگه قهر بكنی ماه میره پشت ابر تار
سیاه ّاسمو نم , ابرها می بارن زار و زار
كاشكی وقتی باز می یای سوغاتی شبنم بیاری
دوباره تو باغچمون سوسن و سنبل بكاری
بیای از دور برسی با یه بغل عشق و نیاز
بدوم توی حیاط با گلهای چادر نماز
بذارم سرت رو روی زانوهام مثل قدیم
بگم از عطر تنت كه میومد با هر نسیم
كاش نری اینجا باشی تا وقتی هست نفس واسم
باز بگی دوست دارم , به عشق قمری ها قسم
تو اگه اینجا باشی دنیای من طلایی
روزا از جنس غزل , شب ّاسمو نش ّابی.
تشكر كه شعرم رو خوندید.
امیدوارم حال و هواتون رو عوض كرده باشه
البته در جهت بهتر شدن ؟؟؟؟؟
بازم ممنون , تا شعر بعدی..............
شاد باشید و پر انرژی.
دوستت دارم را .....
من دلاویزترین شعر جهان یافته ام , این گل سرخ من است
دامنی پر كن از این گل كه دهی هدیه به خلق
كه بری خانه ی دشمن كه فشانی بر دوست
راز خوشبختی هر كس به پراكندن اوست , در دل مردم عالم به
خدا نور خواهد پاشید , روح خواهد بخشید
تو هم ای خوب من این نكته به تكرار بگو , این دلاویزترین
شعر جهان را همه وقت نه به یك بار و به ده بار
كه صد بار بگو.......
دوستم داری را از من بسیار بپرس
دوستت دارم را با من بسیار بگو.
شاعر : زنده یاد فریدون مشیری
جلد اول , حكایت عاشق شدن پادشاه بر كنیزك....
بشنوید
ای دوستان این داستان -------------- خود حقیقت نقل حال ماست آن
نقد حال خویش را گر پی بریم -------------------هم ز دنیا هم ز عقبی برخوریم
بود شاهی در زمانی پیش از این--------------- ملك دنیا بودش و هم ملك دین
اتفاقاّ شاه روزی شد سوار--------------------------- با خواص خویش از بهر شكار
بهر صیدی می شد او بر كوه و دشت ---------- ناگهان در دام عشق او صید گشت
یك كنیزك دید شه در شاهراه ----------------------شد غلام آن كنیزك جان شاه
مرغ جانش در قفس چون می تپید -------------- داد مال و آن كنیزك را خرید
چون خرید او را و برخوردار شد ---------------------- آن كنیزك از قضا بیمار شد
آن یكی خر داشت پالانش نبود ---------------------- یافت پالان گرگ خر را در ربود
كوزه بودش آب می نامد بدست -------------------- آب را چون یافت خود كوزه شكست
شه طبیبان جمع كرد از چپ و راست ------------ گفت جان هر دو در دست شماست
جان من سهل است جان جانم اوست --------- دردمند و خسته ام درمانم اوست
هر كه درمان كرد مرجان مرا ------------------------------ برد گنج و در و مرجان
مرا
جمله گفتندش كه جانبازی كنیم -------------------- فهم گرد آریم و انبازی كنیم
هر یكی از ما مسیح عالمی است ---------------هر الم را در كف ما مرهمی است
گر خدا خواهد نگفتند از بطر ----------------------------- پس خدا بنمودشان عجز
بشر
ترك استثنا مرادم قسوتی است -------------------- نی همین گفتن كه عارض حالتی است
ای بسا ناورده استثنا بگفت ---------------------------------- جان او با جان
استثناست جفت
هر چه كردند از علاج و از دوا -------------------------------- گشت رنج افزون و
حاجت ناروا
آن كنیزك از مرض چون موی شد ------------------------ چشم شاه از اشك خون چون جوی
شد
از قضا سركنگبین صفرا فزود ---------------------------------- روغن بادام خشكی می
نمود
از هلیله قبض شد اطلاق زفت ------------------------------ آب آتش را مدد شد همچو
نفت
سستی دل شد فزون و خواب كم ------------------------ سوزش چشم و دل پر درد و غم
شربت و ادویه و اسباب او --------------------------------------------- از طبیبان
ریخت یكسر آبرو
شه چو عجز آن طبیبان را بدید ------------------------------------- پا برهنه جانب
مسجد دوید
رفت در مسجد سوی مهراب شد ------------------------------ سجدگاه از اشك شه پر آب
شد
كلیات شمس تبریزی.
عشق تو آورد
قدح پر زبلاها ---------------------------- گفتم می مینخورم پیش تو شاها
داد می معرفتش آن شكرستان -------------------- مست شدم برد مرا تا به كجاها
از طرفی روح امین آمد پنهان ---------------------------- پیش دویدم كه ببین كار و
كیاها
گفتم ای سر خدا روی نهان كن ----------------------- شكر خدا كرد و ثنا گفت دعاها
گفتم : خود آن نشود عاشق پنهان ---------------- چیست؟ كه آن پرده شود پیش صفاها
شاد دمی كان شه من آید خندان --------------------- باز گشاید به كرم بند قباها
گوید افسرده شدی بی نظر ما -------------------------- پیشتر آ تا بزند بر تو
هواها
گویم كان لطف تو كو؟ ای همه خوبی -------------- بنده ی خود را بنما بند گشاها
گوید نی تازه شوی , هیچ مخور غم ------------------ تازه تر از نرگس و گل وقت
صباها
گویم ای داده دوا هر دو جهان را -------------------------- نیست مرا جز لب تو جان
دواها
میوه ی هر شاخ و شجر هست گوایش ------------ روی چو زر و اشك , مرا هست گواها
سبزه دامن
نسرین تورا بنده شوم
ابتدای خط مشکین تورا بنده شوم
چین بر ابرو زدن و کین تورا بنده شوم
گره بر ابروی پر چین تورا بنده شوم
هله هله این قائده زکه آموختی
کیست استاد تو
این همه جور که من از پی هم میبینم
زود خود را به سر کوی عدم میبینم
دیگران راحت و من غم میبینم
لطف بسیار میطلبم و کم میبینم
چیست مانع زمن زار چه میپرهیزی
یک حدیثی کن به منقار چه میپرهیزی
یار شو با من بیمار چه میپرهیزی
یار شو با من زار چه میپرهیزی
ادامه دارد اما کی میدونه مال کیه؟
اینبار
گر به کویت آمدم کافر باشم
اینبار گر سر به بالینت نهادم کافر باشم
وای وای فردا دوباره به کویت خواهم آمد
وای فردا دوباره سر به بالینت خواهم نهاد
ای گل تازه که بویی زوفا نیست تورا
خبر از سرزنش خار جفا نیست تورا
ما اسیر غم و اصلا غم ما
نیست تورا
ما اسیر غم خود رحم چرا نیست تورا
جان من سنگدلی دل به تو دادن غلط است
رفتن اولاست زکوی تو ستادن غلط است
تو نه آنی که غم عاشق زارت باشم
دیگری جز تو مرا این همه آزار نکرد
آنچه تو کردی بمن هیچ ستمکاره بیگانه نکرد
بشنو پند و نکن قصد دل آزرده خویش
ورنه بسیار پشیمان شوی از کرده خویش
البته چون این شعر مال خاطرات خیلی دور من است احتمالا
اشتباهاتی هم کردم که به بزرگی خودتون منو عف کنید
شاعرش وحشی بافقی است
و مطمئنم خیلی از شماها فقط قسمت آخر شعر رو شنیدید
ه روی دلبری گر مایلستم
مكن منعم گرفتار دلستم
خدا را ساربان آهسته میران
كه مو وامانده ی این قافلستم
مو از قالو بلی تشویش دیرم
گنه از برگ و مارون بیش دیرم
اگر لا تقنطوا دستم نگیره
مو از یا ویلنا اندیش دیرم
ز دست چرخ وارون داد دیرم
هزاران ناله و فریاد دیرم
نشسته دلستانم با خس و خار
چگونه خاطر خود شاد دیرم
نمیدانم كه رازم با كه واژم
غم سوز و گدازم با كه واژم
چه واژم هر كه زو نه بنگره فاش
دگر راز و نیازم با كه واژم
چند قطعه شعر از شعرای مختلف.
دور از تو جان
سپردم و افسوس همچنان ----------------- در سینه ماند حسرت دیدار دیگرم
اما بدان كه در دم مردن هنوز هم ---------------------------------- نام تو هست بر
لب من : آه.... مادرم
فریدون مژده
بگذارید بگریم به پریشانی خویش --------------------- كه به جان آمدم از بی سر و
سامانی خویش
غم بی همنفسی كشت مرا در این شهر ------- در میان با كه گذارم غم پنهانی خویش
اطهری كرمانی
شب شمع یكطرف رخ جانانه یكطرف ----------------- من یكطرف در آتش و پروانه یكطرف
برهم زدند مجمع دلهای عاشقان -------------------------- باد صبا ز یكطرف و شانه
یكطرف
رفعت سمنانی
ای غم اگر عهد تو بشكسته ام به می --------------------- نازم تو را كه بر سر
پیمان نشسته ای
ای اشك هر چه ریزمت از دیده زیر پای ----------------------- بینم كه باز بر سر
مژگان نشسته ای
علی اشتری
جوانی گفت پیری را چه تدبیر ----------------- كه یار از من گریزد چون شوم پیر
جوابش داد پیر نغز گفتار ---------------------------- كه در پیری تو هم بگریزی از
یار
حكیم نظامی
پایه ی كاخ حیات ما كج از بنیاد بود --------------- صحن كج شد بام كج شد در كج و
دیوار كج
چرخ ما كجرو از آنروست كاندر ملك ما -------- مردمان راست باشند اندك و بسیار كج
میرزا تقی بینش
نه در مسجد دهندم ره كه رندی ----------------------- نه
در میخانه كاین خمار خام است
میان مسجد و میخانه راهی است ------------------ غریبم
عاشقم این ره كدام است
عبد الرحمان جامی
یا رب گناه اهل جهان را به ما ببخش ---------------------
ما را سپس به رحمت بی منتها ببخش
هر چند ما نئیم سزاوار رحمتت -----------------------------
ما را بدانچه نیست سزاوار ما ببخش
صابر همدانی
نیست راه كج ره حق جلیل ------------------------- كجروان
را حق نمی گردد دلیل
تو براه من بنه گامی تمام ----------------------------- تا
منت نزدیك آیم بیست گام
پروین اعتصامی
ما دل به غم تو بسته داریم ای دوست ------------------------
درد تو به جان خسته داریم ای دوست
گفتی كه به دل شكستگان نزدیكم --------------------------------
ما نیز دل شكسته داریم ای دوست
ابو سعید ابوالخیر
آنكس كه تو را شناخت جان را چه كند ---------------------------
فرزند و عیال و خانمان را چه كند
دیوانه كنی هر دو جهانش بخشی ----------------------------------
دیوانه ی تو هر دو جهان را چه كند
پیر هرات
ما بهر ساقیان دل فرزانه سوختیم -------------------------
مجموعه ی خیال به میخانه سوختیم
آبی بر آتش دل ما هیچكس نزد ------------------------------
چندان كه پیش محرم و بیگانه سوختیم
عبید زاكانی
گر بدین سان زیست باید پست.
من چه بی شرمم اگر فانوس عمرم را به رسوایی نیاویزم
بر بلند كاج خشك كوچه ی بن بست.
گر بدین سان زیست باید پاك
من چه ناپاكم اگر ننشانم از ایمان خود , چون كوه
یادگاری جاودانه بر تراز بی بقای خاك.
احمد شاملو
شاد و موفق باشی هم سایتی خوب من
مادر.
گویند مرا چو
زاد مادر
پستان به دهان گرفتن آموخت
شب ها بر گاهواره ی من
بیدار نشست و خفتن آموخت
دستم بگرفت و پا به پا برد
تا شیوه ی راه رفتن آموخت
یك حرف و دو حرف بر زبانم
الفاظ نهاد و گفتن آموخت
لبخند نهاد بر لب من
بر غنچه ی گل شكفتن آموخت
پس هستی من ز هستی اوست
تا هستم و هست دارمش دوست
سر رو قدر مادر دان كه دایم
كشد رنج پسر بیچاره مادر
برو بیش از پدر خواهش كه خواهد
تو را بیش از پدر بیچاره مادر
ز جان محبوب تر دارش كه داردت
ز جان محبوب تر بیچاره مادر
.
.
.
.
.
.
.
.
.
نبیند هیچكس زحمت به دنیا
ز مادر بیشتر , بیچاره مادر!
تمام حاصلش از زحمت این است
كه دارد یك پسر بیچاره مادر.
خانه دوست کجاست ؟در فلق بود که پرسید سوار
آسمان مکثی کرد
رهگذر شاخه نوری که به لب داشت به تاریکی شن ها
بخشید
و به انگشت نشان داد سپیداری و گفت
نرسیده به درخت
کوچه باغی است که از خواب خدا سبزتر است
و در آن عشق به اندازه پرهای صداقت آبی است
می روی تا ته آن کوچه که از پشت بلوغ
سر به در می آرد
پس به سمت گل تنهایی می پیچی
دو قدم مانده به گل
پای فواره جاوید اساطیر زمین می مانی
و تو را ترسی شفاف فرا میگیرد
در صمیمیت سیال فضا،خش خشی می شنوی
کودکی می بینی
رفته از کاج بلندی بالا ،جوجه بردارد از لانه نور
و از او می پرسی
خانه دوست کجاست؟
Heaven paused;
The passerby bestowed the flood of light on his lips to darkness of sands
And pointed to a poplar and said:
"Near the tree,
Is a garden-line greener than God’s dream
Where love is bluer than the feathers of honesty.
Walk to the end of the lane which emerges from behind puberty,
Then turn towards the flower of solitude;
Two steps to the flower,
Stay by the eternal mythological fountain of earth
where a transparent fear will visit you.
In the flowing intimacy of the space you will hear a rustling sound:
You will see a child
Who has ascended a tall plane tree to pick up chicks from the nest of light.
Ask him:
Where is the friend’s house
من دلم مى خواهد خانه اى داشته باشم پر دوست
كنج هر ديوارش دوستانم بنشينند آرام
هر كسى مى خواهد
وارد خانه ى پر مهر و صفامان گردد
شرط وارد گشتن
شستشوى دل هاست
شرط آن داشتن يك دل بى رنگ و رياست
بر درش برگ گلىمى كوبم
و بر آن با قلم سبز بهار مى نويسم اى دوست
خانه ى دوستىما اينجاست
تا كه سهراب نپرسد ديگر
خانه دوست كجاست.
ساده می آمد و میگفت ســلام
ساده می آمد و میگفت ســلام
کوزه ای داشت به اندازه دریا بر دوش
بغچه ای داشت به اندازه نیکی در دست
وطنی داشت که بر بالش آن میخفتم
با خودم میگفتم چه شبیه است
به بی حوصله گی های غروب
چه شبیه است به نمناکیه دریا در شب
چه شبیه است به یک کوچه دلتنگ
که ناگاه شبی در پی آنهمه سال , سالها تنهایی , عابری
عاشق از آن میگذرد , ماه را مینوشد , غزلی میخواند , ساده را میبیند , سخنی میگوید
با خودم میگفتم چه شبیه است به شهری که تو را در خود
داشت که تو را میدانست , که تو را می فهمید
با خودم میگفتم دلـه غافل
چه شبیه است به نمنـاکیه تنهایه تو
خانه ای با سرو های ناب را
دیدم آنجا از فراز نرده ها
پیچکی با غنچه های باز را
عشق را آواز جانسوزیست وای
من شنیدم دیشب این آواز را
بی پر و بالم ولی هیهات
باز خواب دیدم لحظه پرواز را
شبی خوابی عجیب دیدم
دیدم كه به ملكوت رفتم و میهمان فرشتگان هستم
گروهی از فرشتگان را دیدم كه خیلی سرشان شلوغ است و
تندتند نامه هایی را باز میكنند
از انها پرسیدم چكار میكنید گفتند دعاهایی كه ادمیان
كرده اند را برای خدا میخوانیم
جلوتر رفتم دیدم باز فرشتگانی هستند كه سرشان شلوغ است و
دارند نامه هایی را میبندند
از انها پرسیدم شما چكار میكنید گفتند دعاهای ادمیان را
كه خداوند مستجاب كرده را به انها میدهیم
جلوتر رفتم دیدم فرشتگانی بیكار نشسته اند پرسیدم كه كار
شما چیست گفتند
كار ما تصدیق دعا است و اینجا هستیم كه تشكر كسانی كه
دعاهایشان براورده
شده است را ثبت كنیم اما متاسفانه تعداد كمی از مزدم اینكار را
میكنند به همین
دلیل ما همیشه بیكاریم
بیایید همه با هم بگوییم
خدایا بخاطر تمام لطفهایی كه بما كردی و ما از انها بی
خبریم بخاطر انسان افریده شدنمان به خاطر شعوری كه بما دادی از تو
اگر خواستي او را بشناسي نه به گفته هايش بلكه به ناگفته هايش گوش بسپار
من به بوی یاس های خانه عادت کرده ام
در هوای خانه احساس سعادت کرده ام
دور از اینجا , یه گل چون جای توست
من به یاس و یاسمن عرض ارادت کرده ام
ای عشق رفته بر باد, اما نرفته از یاد
فریاد , فریاد است و فریاد
از تو چه مونده باقی , از من چه مونده برجا
* از تو چه مونده باقی , یک روسریه آبی
یک سینه ریزه نقره, یک سفره قلم کار
از من چه مونده برجا , یک پوستین کهنه
افتاده بی خریدار , یک سایه کنج دیوار*
میگم هنوز و هر روز , یادش بخیر, ای کاش
از تو چه مونده باقی , یک نیم تاجه روسی
از من چه مونده برجا , یک عکس یادگاری
میگم هنوز و هر روز , یادش بخیر, ای کاش
ای عشق رفته بر باد , اما نرفته از یاد
فریاد است و فریاد
مهرت همیشه بر جاست
یادت همیشه با ماست
مهرت همیشه بر جاست
یادت همیشه با ماست
درپناه حق
آی آقایان , روشنفکران , دانایان , ناصحان , فیلسوفان شهیر , شارحان تاریخ
ما بخود بد کردیم , بپذیرید که ما آنچه نباید کردیم
ما به قمری به درخت , و به دریا و هوا
و به ماهیت نور , و به آوازه بنان در ماهور
و به خواب خوش همسایه خویش , ظلمه بی حد کردیم
آی آقایان از من و ما و شما مانده بر دفتر ایام همین
که به انسان به زمان و به میراث زمین و به حیثیت این
سیاره
و به منظومه شمسی حتی بدتر از بد کردیم , عاقبت آنچه
نباید کردیم
دوره دیو و دد است حال تاریخ بد است, حال تاریخ بد است...
آی آقایان , روشنفکران, دانایان , ناصحان , فیلسوفان شهیر , شارحان
تاریخ
ما بخود بد کردیم , بپذیرید که ما آنچه نباید کردیم.
اگرتمام آن همه راديديم و شنيديم
اگر لب فرو بستيم و نفس هم برنياورديم
اگر دست و دل زخمي از اين همه درشت شنيده. بي زخمه ماند
وحرفي .سخني .
كلامي و سلامي نگفتيم ...
گمان مبر كه آن همه درست بود و قبل داشتيم.
كه قبول داشتن و نداشتن ما گره اي از كار فرو بسته نمي
گشايد و تنها حرمت گذاشتيم.
خون دل خورديم و سينه را از آهي پر از خون انباشتيم
تا شايد يك روز .يك موسم
كه ميدانيم خيلي هم دور نيست
از او بگوييم از او كه تمام ما بود و نيست!
نيست و هست او... يعني زمزمه در شب.
در شبهاي بي خود بودن...
نمي گوييم كه بي تو چوني و چنديم
اما ميگوييم كه با تو همه اوييم.
ماييم.
گرچه خاكستريم...
خداحافظ همين حالا، همين حالا که من تنهام
خداحافظ به شرطي که بفهمي تر شده چشمام
خداحافظ کمي غمگين، به ياد اون همه ترديد
به ياد آسموني که منو از چشم تو مي ديد
اگه گفتم خداحافظ، نه اينکه رفتنت ساده است
نه اينکه ميشه باور کرد دوباره آخر جاده است
خداحافظ واسه اينکه نبندي دل به روياها
بدوني بي تو و با تو همينه رسم اين دنيا
خداحافظ... خداحافظ همين حالا!
خانه ای برای تو
خانه ای ساخته ام از گل و عشق
تا به هنگام غروب , روی گلبرگ گلش لمس كنم جان تو را
و ببالم به تو از عطر تن پر مهرت , نزد هر شاخه ی گل
هر شب از بوته ی سرخ دل تو , پر كنم
قفس سینه ی بی تاب و هیاهو گر را
با سرانگشت محبت به تن پر تپشت رخنه كنم
و فراموش كنم زبری این پوشش سخت
تن تو ساقه ی یك گل شاید
روح تو ابر سپیدی كه به گرمای تن یك خورشید
می نشاند خنك تابش لذت بخشی
خانه ام كوچك توست
دل من خانه ی تو
جان من مامن تو
كاش لبخند دل انگیزت را ذهن چشمم تا ابد حفظ كند.
و را به جای همه زنانی که نشناختم دوست دارم .
تو را به جای همه روزگارانی که نمی زیستم دوست دارم .
برای خاطر عطر نان گرم
و برفی که آب میشود
و برای نخستین گلها
تو را به خاطر دوست داشتن دوست دارم .
تو را به جای همه کسانی که دوست نمیدارم دوست میدارم .
بی تو جز گستره یی بیکرانه نمیبینم
میان گذشته و امروز.
از جدار آیینهی خویش گذشتن نتوانستم
میبایست تا زندگی را لغت به لغت فرا گیرم
راست از آن گونه که لغت به لغت از یادش میبرند.
تو را دوست میدارم برای خاطر فرزانهگیات که از آن من
نیست
به رغم همه آن چیزها که جز وهمی نیست دوست دارم
برای خاطر این قلب جاودانی که بازش نمیدارم
میاندیشی که تردیدی اما تو تنها دلیلی
تو خورشید رخشانی که بر من میتابی هنگامی که به خویش
مغرورم
سپیده که سر بزند
در این بیشهزار خزان زده شاید گلی بروید
شبیه آنچه در بهار بوئیدیم .
پس به نام زندگی
هرگز نگو هرگز
اکنون کجايی ای خود ديگر من؟
آيا در اين سکوت شب بيداری؟
بگذار نسيم پاک
تپش و مهربانی جاودانه ی قلبم را به تو برساند.
کجايی ای ستاره زيبای من؟
تيرگی زندگی مرا در اغوش کشيده
و اندوه بر من چيره گشته است.
لبخندی در فضا بزن؛ که خواهد رسيد و مرا جانی دوباره خواهد داد!
از انفاس خود عطری در فضا بپراکن که حمايتم خواهد کرد!
کجايی ای محبوب من؟
آه ؛ چه بزرگ است عشق!
و چه بی مقدارم من!
خورشید واژگون
شب ، چون زنی که پنجره ها را یکان یکان
می بندد و چراغ اتاقش را
خاموش می کند
یک یک ستاره ها را خاموش کردو خفت
سرخی در آسمان سپید سحرگهان
گل های ارغوان را بر آبشار شیر
تصویر کرد
بادی ، کتاب سبز درختان را
تفسیر کرد
آنگاه ، در حریر چمن ، آتشی شکفت
آتش نبود
بر آب سبز دریا ، قایق بود
خورشید واژگون حقایق بود
یا انفجار عقده ی تاریکی
در آفتاب سرخ شقایق بود
باز هم قلبي به پايم اوفتاد
باز هم چشمي به رويم خيره شد
باز هم در گيرودار يك نبرد
عشق من بر قلب سردي چيره شد
باز هم از چشمه لب هاي من
تشنه ئي سيراب شد، سيراب شد
باز هم در بستر آغوش من
رهروي در خواب شد، در خواب شد
بر دو چشمش ديده مي دوزم به ناز
خود نمي دانم چه مي جويم در او
عاشقي ديوانه مي خواهم كه زود
بگذرد از جاه و مال و آبرو
او شراب بوسه مي خواهد ز من
من چه گويم قلب پر اميد را
او بفكر لذت و غافل كه من
طالبم آن لذت جاويد را
من صفاي عشق مي خواهم از او
تا فدا سازم وجود خويش را
او تني مي خواهد از من آتشين
تا بسوزاند در او تشويش را
او بمن مي گويد اي آغوش گرم
مست نازم كن، كه من ديوانه ام
من باو مي گويم اي ناآشنا
بگذر از من، من ترا بيگانه ام
آه از اين دل، آه از اين جام اميد
عاقبت بشكست و كس رازش نخواند
چنگ شد در دست هر بيگانه اي
اي دريغا، كس بآوازش نخواند
· من به سرگردانی , ابر را می مانم... *
من به بی سامانی
باد را می مانم
من به سرگردانی
ابر را می مانم
من به آراستگی خندیدم
منه ژولیده به آراستگی خندیدم
سنگه طفلی ، اما
خواب نوشین کبوترها را در لانه می آشفت
قصه ی بی سر و سامانی من
باد با برگ درختان می گفت
باد با من می گفت :
” چه تهیدستی مرد “
ابر باور می کرد
من در ایینه رخ خود دیدم
و به تو حق دادم
آه می بینم ، می بینم
تو به اندازه ی تنهایی من خوشبختی
من به اندازه ی زیبایی تو غمگینم
اگرتمام آن همه راديديم و شنيديم
اگر لب فرو بستيم و نفس هم برنياورديم
اگر دست و دل زخمي از اين همه درشت شنيده. بي زخمه ماند
وحرفي .سخني .
كلامي و سلامي نگفتيم ...
گمان مبر كه آن همه درست بود و قبل داشتيم.
كه قبول داشتن و نداشتن ما گره اي از كار فرو بسته نمي
گشايد و تنها حرمت گذاشتيم.
خون دل خورديم و سينه را از آهي پر از خون انباشتيم
تا شايد يك روز .يك موسم
كه ميدانيم خيلي هم دور نيست
از او بگوييم از او كه تمام ما بود و نيست!
نيست و هست او... يعني زمزمه در شب.
در شبهاي بي خود بودن...
نمي گوييم كه بي تو چوني و چنديم
اما ميگوييم كه با تو همه اوييم.
ماييم.
گرچه خاكستريم...
شبی خوابی عجیب دیدم
دیدم كه به ملكوت رفتم و میهمان فرشتگان هستم
گروهی از فرشتگان را دیدم كه خیلی سرشان شلوغ است و
تندتند نامه هایی را باز میكنند
از انها پرسیدم چكار میكنید گفتند دعاهایی كه ادمیان
كرده اند را برای خدا میخوانیم
جلوتر رفتم دیدم باز فرشتگانی هستند كه سرشان شلوغ است و
دارند نامه هایی را میبندند
از انها پرسیدم شما چكار میكنید گفتند دعاهای ادمیان را
كه خداوند مستجاب كرده را به انها میدهیم
جلوتر رفتم دیدم فرشتگانی بیكار نشسته اند پرسیدم كه كار
شما چیست گفتند
كار ما تصدیق دعا است و اینجا هستیم كه تشكر كسانی كه
دعاهایشان براورده
شده است را ثبت كنیم اما متاسفانه تعداد كمی از مزدم اینكار را
میكنند به همین
دلیل ما همیشه بیكاریم
بیایید همه با هم بگوییم
خدایا بخاطر تمام لطفهایی كه بما كردی و ما از انها بی
خبریم بخاطر انسان افریده شدنمان به خاطر شعوری كه بما دادی از تو
متشكریم
خدایا با تمام وجود دوستت دارم
زمانیکه خودباوری را در خودت بکشی ، وقتی نگذاری
دیگران به تو کمک کنند
به آرامی آغاز به مردن می کنی
اگر برده عادات خود شوی ، اگرهمیشه از یک راه تکراری بروی ....
اگر روزمرگی را تغییر ندهی ، اگر رنگهای متفاوت به تن نکنی یا
با افراد ناشناس صحبت نکنی
تو به آرامی آغاز به مردن می کنی
اگر از شور و حرارت ، از احساسات سرکش
و از چیزهایی که چشمانت را به درخشش وا می دارند
ضربان قلبت را تندتر می کنند ، دوری کن....
تو به آرامی آغاز به مردن می کنی
اگر هنگامیکه با شغلت ، یا عشقت شاد نیستی ، آنرا عوض نکنی .
اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی
اگر ورای رویا ها نروی
اگر خودت اجازه ندهی که حداقل یکبار در تمام زندگیت ورای
مصلحت اندیشی بروی....
امروز زندگی را آغاز کن !
امروز مخاطره کن !
امروز کاری بکن !
نگذار که به آرامی بمیری....
شادی را فراموش نکن
تفعلی به حافظ زدم که شعری نزدیک به حال امشب اومد گفتم
بد نیست برای شما هم بنویسم.
دیگری گو برو و نام من از
یاد ببر
---------
روی بنمای و وجود از یاد ببر ---------- خرمن سوختگان را همه گو باد ببر
ما چو دادیم دل و دیده به طوفان بلا --------- گو بیا سیل غم و خانه ز بنیاد ببر
زلف چون عنبر خامت که ببوید؟ هیهات! -------- ای
دل خام طمع, این سخن از یاد ببر
سعی نابرده در این راه به جایی نرسی -------- مزد اگر می طلبی طاعت استاد ببر
دولت پیر مغان باد که باقی سهل است -------- دیگری گو برو و نام من از یاد ببر
دوش میگفت به مژگان درازات بکشم -------- یارب از
خاطرش اندیشه بیداد ببر
حافظ اندیشه کن از نازکی خاطر یار -------- برو از درگهش این ناله و فریاد ببر
آن دم که با تو ام
ای آنکه زنده از نفس توست جان من
آن دم که با توام، همه عالم ازان من
آن دم که با توام، پُِرم از شعر و از شراب
میریزد آبشار غزل از زبان من
آن دم که با توام، سبکم مثل ابرها
سیمرغ کی رسد به بلندآسمان من
بنگر طلوع خندهی خورشید بر لبم
زان روشنی که کاشتی ای باغبان من!
با تو سخن ز مهر تو گفتن چه حاجت است؟
خود خواندهای به گوش من این، مهربان من
حالا دیگر؟؟ به کدام خط دیگر از رسم هم پیالگی ؟!؟ کدام ؟؟ magnify
زمان ؟! سالهاست که ایستاده است
در دستهای سکوت . . .
اما ... من امروز و زین پس ...
میخواهم آخرین مفّر را بیا زمایم ...
وتنها سئوال همیشه و هنوزم اینست همچنان !
که آیا باز هم ؟
تو؟ ,من؟ ,فردا و فرداها , آنجاخواهیم بود؟
// //
ساعت قهقهه می زندازمخدرتلقین
اهمیت می دهم اینبار ...
چراکه زندگیم راساخته است !!!
به پنجره می اندیشم واین سوال
که آیا
تو ! من !؟ فردا و فرداها , آنجاخواهیم بود؟
// //
پیش ازاین , همه چیزرا آزمودم . . .
باهرچشم نگریسته ام
اینک واپسین ترانه و
آیا واپسین امید ؟ به فرض موهوم انسان ؟!
به یکبارگی تنها یک توهم ازین همه جرم به,
اسم آشنایی !... رفاقت! ... هم پیالگی !... حتی ؟!!
نه چیزی بگو،نه اشارتی کن !
مگذار بیش ازین انگیزه ام فروریزد
که اینبار ...
ارتعاش نفس ها ی من جنون آمیزند
به پای این آخرین مفّر !!!
// //
می نشینم باهیچ حدسی درخیال
درالتهاب عروج وسقوطی بی امان
و
تنها یک جمله , که به تمامی , ذهنم راتسخیرکرده
که آیا ! تو ؟! من ؟! باز هم فردا و فرداها , اینچنین ؟!
آنجا خواهیم بود؟
//... //
اما ... حالا شما بگویید ؟! همراهان دیروز و
تنها چشمی شده برای من امروز؟؟؟
میبینید؟؟؟
بیآن كه دوست بودهباشیم ,حا لا , نفسهای حایل
كلام،حتی !!!
...
بیآن كه با چشمها بدانیم هم را, حضور مستأصل اجبار همزیستیِ
در كناربوده ایم ,حتی !!!
...
و بدون تابخورهی ناگزیر كلام بینمان ! در فاصلهی دو
انسان . . . هیچ بوده ایم ... حتی !!! هیچ !
اما !!! حا لا ... بی پرده بگویمتان !!!
توانم نبود بیآنكه سلامتان دهم با یک, *خدا نگه دار* !
چشمها را تماشاگرانِ اَقدام كنم
. . .
پس * تنها قصه از سر خواهم گرفت * . . .
و
همین
...
بانو س.صداقت
حرف انسان خطاب به خدا
من بنده ي عاصي ام ، رضاي تو كجاست
تاريك دلم ، نور و صفاي تو كجاست
ما را تو بهشت ، ار به طاعت بخشي
اين بيع بود ، لطف و عطاي تو كجاست
جواب خدا در مقابل حرف انسان
لطف الهي ، بكند كار خويش
مژده ي رحمت ، برساند سروش

اگه دستم به جدایی برسه ---------- اونو از خاطره ها
خط میزنم
از دله تنگه تمومه آدما ---------- از شب و روزه خدا خط
میزنم
اگه دستم برسه به آسمون ----------- با ستاره ها قیامت
میکنم
نمیذارم کسی عاشق نباشه ------------ ماه و بین همه قسمت
میکنم
===================
وقتی گاهی منو دل تنها میشیم ---------- حرفای نگفتنی رو
میشه دید
میشه تو سکوته بین ما دوتا ---------- خیلی از نگفتنیها
رو شنید
قصه جداییه ما آدما ---------- قصه دوریه ماست از خودمون
دوریه منو تو از لحظه عشق ------------ قصه سادگیه
گمشدمون
نه مرادم ، نه مريدم ، نه پيامم ، نه كلامم ، نه سلامم ، نه عليكم ، نه سپيدم ، نه سياهم ، نه چنانم كه تو گوئي ، نه چنينم كه تو خواني ، نه آنگونه كه
گفتند و شنيدي ، نه سمائم ، نه به زنجير كسي بسته و بردۀ دينم ، نه سرابم ، نه براي دل تنهائي
تو جام شرابم ، نه گرفتار و اسيرم نه حقيرم ، نه فرستادۀ پيرم ، نه بهر خانقه و مسجد و ميخانه فقيرم ، نه جهنم ، نه
بهشتم ، چنين است سرشتم ، اين سخن را من از امروز نه گفتم ، نه نوشتم ، بلكه از صبح ازل با قلم
نور نوشتم
حقيقت نه برنگ است و نه بو ، نه به هاي است و نه هو ، نه به اين است و نه او ، نه بجام است و سبو ، گر به اين نقطه رسيدي بتو سربسته و در
پرده بگويم ، تا كسي نشنود اين راز گهر بار جهان را .
آنچه گفتند و سرودند تو آني ، خود تو
جان جهاني ، گر نهاني و عياني ، تو هماني كه همه عمر بدنبال خودت
نعره زناني ، تو نداني كه خود آن نقطه عشقي ، تو اسرار نهاني ، همه جا تو ، نه يك جاي ، نه يك پاي ، همه اي ، با همه اي ،
همهمه اي ، تو سكوتي ، تو خود باغ بهشتي ،
تو بخود آمده از فلسفه چون و چرايي ، بتو سوگند كه اين راز شنيدي و نترسيدي و بيدار شدي ، در همه افلاك بزرگي ، نه كه جزئي ، نه چون آب
در اندام سبوئي ، خود اوئي ، بخود آي ، تا بدر خانه متروكه هر كس ننشيني و بجز روشني شعشعه پرتو خود هيچ نبيني و گل وصل بچيني
آدمک آخر دنیاست بخند![]()
آدمک مرگ همین جاست بخند![]()
دست خطی که تو را عاشق کرد![]()
شوخی کاغذی ماست بخند![]()
آدمک خر نشوی گریه کنی![]()
کل دنیا سراب است بخند![]()
آن خدایی که بزرگش خواندی![]()
بخدا مثل تو تنهاست بخند ...!
.
ساقی ز ناز بس کن ، بنگر نیاز مارا کوتاه کن به
جامی ،
دست دراز مارا آنکس که دادت ای جان سامان بی نیازی در
دامن تو آویخت دست نیاز مارا
در پیش پاکبازان از شرم آب گشتیم یارب حقیقتی بخش ،
عشق مجاز مارا دیدی که از بر ما دامن کشیده رفتند آنان
که می کشیدند یه روز ناز ما را ؟
یمه راهی طی شد
اما نیمه جانی هست
باز باید رفت تا در تن توانی هست
باز باید رفت
راه باریک و افق تاریک
دور یا نزدیك
مرا گاهی با همهمه بوی سیب از تشویش زندگی دور کن
بادی می وزد
گونه های او سیب می شود
بوسه می شوی و سیب هایش را می چینی
دلم براي كسي تنگ است
كه آفتاب صداقت را
به ميهماني گلهاي باغ مي آورد
و گيسوان بلندش را به بادها مي داد
و دستهاي سپيدش را به آب مي بخشيد
دلم براي كسي تنگ است
كه چشمهاي قشنگش را
به عمق آبي درياي واژگون مي دوخت
وشعرهاي خوشي چون پرنده ها مي خواند
دلم براي كسي تنگ است
كه همچو كودك معصومي
دلش براي دلم مي سوخت
و مهرباني را نثار من مي كرد
دلم براي كسي تنگ است
كه تا شمال ترين
شمال
و در جنوب ترين جنوب
هميشه در همه جا آه با كه بتوان گفت
كه بود با من و
پيوسته نيز بي من بود
در امتدادِ اين ديوارهای بلند هميشه دريچهای هست که گاه از پُشتِ پلکِ بستهی آن میتوان پارهی دوری از آبیِ آن بالا را ديد و بعد با اندکی تحمل باز به اميدِ روز بزرگِ ترانه و دريا نشست میگويند اين راز را تنها پرندگانِ قفسهای کهنه میفهمن
می نويسد او که قلم در دستانش جای آشنای هميشگی را دارد واژه ها را با موسيقی افکارش می رقصاند آرام و آهسته گاهی تند تند . . ساده تر از فلسفه سخت تر از فهميدن
لمه ها برهنه به دنیا می آیند لبخندشان،
نسیم نگاهشان، باران تنشان،
ابر ما برایشان پیراهن می دوزیم یکی، ماه یکی،خورشی
د کاش کلمه ها کودک بمانن
س از آن که گردم ز مستی هلاک ز آیین مستان بریدم به خاک به آب خرابات غسلم دهید پس آنگاه بر دوش مستم نهید به تابوتی از چوب تاکم کنید به راه خرابات خاکم کنید مریزید در گور من جز شراب میارید در ماتمم جز رباب مبادا عزیزان که در مرگ من بنالد بجز مطرب و چنگ زن.
با مدعي مگوييد اسرار عشق و مستي/ تا بي خبر بميرد در رنج خود پرستي
سلام
تقدیم به همه اساتید و سرورانم كه از صمیم قلب به
وجودشون افتخار می كنم
آخر آتش زد دل دیوانه را
سوخت بی بروا بر بروانه را
عشق من از من گذشتی خوش گذر
بعد از این حتی تو اسمم را نبر
خا طراتم را تو بیرون كن زسر
دیشب از كف رفت فردا را نگر
آخر این یك بار از من بشنو بند
بر منو بر روزگارم دل نبند
عاشقی را دیر فهمیدی چه سود
عشق دیرین گسسته تار و بود
گرچه آب رفته باز آید به رود
ماهی بیچاره اما مرده بود
بعد از این هم آشیانت هر كس است
باش با او یاد تو مال من است
گرچه از خاكيم و مشتي از خاك زير انداز ماست.
آسمان كوچكترين بازيچه پرواز ماست.
گوشواره گوش گردون حلقه آواز ماست.
مدعي هرگز نداند مرگ ما آغاز ماست.
یایید امروز خطر کنیم
به آسانی آغاز به مردن می
کنی
اگر سفر نکنی ، اگر چیزی نخوانی ، اگر به اصوات زندگی گوش نکنی
اگر از خودت قدردانی نکنی ،

امیدوارم که دانهای
بر خاک بفشانی
هرچند خُرد بوده باشد
و با روئیدنش همراه شوی
تا دریابی چقدر زندگی در یک درخت وجود دارد.
-------------------------------------------
ميدوني که چه موقع مي فهمي دنيا دو روزه؟ وقتي که اوني که دوستش داري بهت بگه تا
آخر دنيا باهاتم
-------------------------------------------
حسنت همیشه در فزون باد
رویت همه ساله لاله گون باد
اندر سر ما خیال عشقت
هر روز که باد در فزون باد
-------------------------------------------
آسمان را ستاره زيبا مي كند --باغ راگل--عشق را محبت--چشم را اشك ودوستي را(تو)
بگیر از من تو ای دل یادبودی که تنها لایق این دل توبودی هزاران خواستند این دل
بگیرند . ندادم چون عزیز دل تو بودی
-------------------------------------------
زندگی را نفسی ارزش غم خوردن نيست و دلم بس تنگ است بی خيالی سپر هردرد است باز هم می خندم آن قدر می خندم که غم
از روی رود
-------------------------------------------
عشق مثله يك تيره كه درست مي خوره وسط قلب آدمنه می تونی درش بياري نه مي توني بزاري بمونه اگه درش بياري مي ميري اگه بزاري
بمونه بازم مي ميري پس آخرش جون تو مي گيره
-------------------------------------------
بايد خريدار مشوي تا من خريدارت شوم
از جان و دل يارم شوي تا عاشق زارت شوم
من نيستم چون ديگران بازيگر بازيگران
اول بدست آرم تو را وانگه گرفتارت شوم
-------------------------------------------
بودنم را هيچ کس باور نداشت هيچ کس کاري به کار من نداشت بنویسید بعد مرگم روي سنگ با خطوطي نرم و
زيبا و قشنگ او که خوابيده است در اين گور سرد بودنش را هيچ کس باور نکرد
-------------------------------------------
مرا با اتش عشقت بسوزان و نترس زيرا اشك جشمانم انرا خاموش ميكند ولى مواظب قلبم
باش كه تو دران جاى دارى
-------------------------------------------
چه تلخ است دیدن آنانکه شیرینی را بیش ازتلخی دوست دارنددرحالی که از شیرینی تلخی ناآگاهند آری این
چنین است
-------------------------------------------
دیروزمان را سوزاندیم برای امروز... امروزمان را سوزاندیم برای فردا... و فردایمان
دیروزی دگر!!
-------------------------------------------
در مرام ما رفیقان نیست ترک دوست عهد با هرکه بستیم جان ما در دست اوست
-------------------------------------------
اگر مثل اشک توی چشمام بودی واسه موندنت تا آخر عمرم گریه نمی کردم...
-------------------------------------------
شمع سوزان توام اینگونه خاموشم نکن... از کنارت رفته ام ولی فراموشم نکن
فرستنده : افشین از پیرانشهر
-------------------------------------------
تنها برای چشمان تو می نویسم که نگاهت تکراری از آسمان است... تو همانی هستی که
بهار را برایم به ارمغان آوردی و من همانی هستم که به عشقت وفادار مانده ام و
روزهای بی تو را در دفتر دلم شمارش کردم...
-------------------------------------------
ردپایم بی صداست عشق من بی انتهاست... ردپای اشکهایم را بگیر تا بدانی خانه عاشق
کجاست...
-------------------------------------------
چه رنجی است لذت ها را تنها بردن... و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن... و چه
بدبخت آزاد دهنده ایست تنها خوشبخت بودن...
-------------------------------------------
گوشند غروب جائیست که آسمان زمین را می بوسد... من امشب برای تو غروب می کنم ، کجایی آسمان من
-------------------------------------------
این جهان پر از صدای قدمهای مردمانیست که همچنان که تو را می بوسند در ذهن طناب
دار تو را نیز می بافند.
-------------------------------------------
صبر کن عشق زمين گير شود بعد برو . يا دل از ديده تو سير شود بعد برو . تو اگر کوچ
کني بغض خدا ميشکند . صبر کن گريه به زنجير شود بعد برو
-------------------------------------------
تو مرا مي فهمي من تو را مي خواهم وهمين ساده ترين قصه ي يك انسان است... تو مرا
مي خواني من تو را ناب ترين شعر زمان مي دانم و تو هم مي داني تا ابد در دل من مي
ماني
-------------------------------------------
در خوشبختی دوستانمان ما رو می شناسند ولی در بدبختی ما دوستانمان رو می شناسیم)
جان چرلتون کالینز(
-------------------------------------------
در ابی ترین نقطه چشمانت عشقیست که صداقت از ان جاریست انجا خدا را عاشقانه میتوان
دید
-------------------------------------------
چترم باز باشد یا بسته فرقی نمی کند بی تو آسمان دلم همیشه ابریست
-------------------------------------------
محبت مثل سکه میمونه اگه بیفته تو قلک قلب دیگه نمی شه درش آورد. اگه بخوای درش
بیاری باید اونو بشکنی
-------------------------------------------
صادقانه بي بهانه تا
قيامت بي نهايت من فدايت
..................................................
...........................................
من از ساعت متنفرم... از اين اختراع عجيـب بشر که جاي
خالـي حضور تو را به رخ دلتنگــي هاي من مي کش
..................................................
..........................................
هر وقت دلتنگ ميشم ميام پشت قلبت و هي در مي زنم پس هر
وقت قلبت مي زنه بدون دلم برات تنگ شده
.................................................. ........................................
همه دوست دارند که به بهشت بروند, ولي کسي دوست ندارد که
بميرد - جان لوييس
..................................................
...........................................
عشق به دست آوردن هرآنچه خواستي نيست، عشق هر آنچه است
که براي او از دست مي دهي.
در بن بست هم راه آسمان باز است، پرواز را بياموز
..................................................
.........................................
کسی که تو رو دوست داشته باشه، 4 تا بیماری می گیره:
1- فراموشی
2- ...
3تای دیگه شو فراموش کردم!
..................................................
..........................................
Be <@> e man to >(((:>
...
...
یعنی: به چشم من تو ماهی
.................................................. ...........................
اینو ترجمه کن:
{ P/I> üw9> }
فارسی بخون. نوشته: دوست دارم
.................................................. ......................
دنيا مثل بازي گل يا پوچه!
با تو گله بي تو پوچه!
.................................................. ...................
گر دبير رياضي بودم ثابت مي كردم كه چگونه شعاع نگاهت از
مركز قلبم مي گذرد.
اگر دبير ديني بودم ثابت مي كردم بعد از خدا خواهان
پرستش توام
اگر دبير زبان بودم به زبان بي زبان مي گفتم خيلي دوستت
دارم
اگر دبير جغرافي بودم مي دانستم كه خوش آب و هوا ترين
منطقه، آغوش گرم توست
و اگه دبیر شیمی بودم، از اشك چشمانت محلول محبت می
ساختم
.................................................. ...................
هرگز عشق را گدايی نكن، زيرا هيچ گاه چيز با ارزشي به
گدا داده نمي شود!
.................................................. ....................
مشترک گرامی! اعتبار دوستی شما رو به اتمام است. لطفا
جهت شارژ مجدد یک بوس ارسال نمایید!
..................................................
.....................
*********************
آتش دوست اگر در دل ما خانه نداشت ، عمر بي حاصل ما اين همه افسانه نداشت
*********************
نخ داخل شمع از شمع پرسيد : چرا وقتي من ميسوزم تو آب ميشي..؟شمع جواب داد مگه ميشه كسي كه تو قلبمه بسوزه و من اشك نريزم.
*********************
پروانه نمي ميرد چون گل به بغل دارد/اين سينه نمي ميرد چون عشق تو را دارد.
*********************
چنديست كه بيمار وفايت شده ام .در بستر غم چشم به راهت شده ام. اين را تو بدان اگر بميرم روزي. مسئول تويي كه من فدايت شده ام.
*********************
گریه را به خنده بفروش که خراب خنده هاتم هنوزم مثل قدیما من هوادار چشات.
*********************
زندگي مثل يه جاده است ، من و تو مسافراشيم ، قدر لحظه ها رو بدونيم ، ممكنه فردا نباشيم


http://www.sharemation.com:80/mobilesaeid/BlackList%20FARSI.zip
دیکشنری
http://www.sharemation.com:80/mobilesaeid/Fa-To-En-Farsi.zip
http://www.sharemation.com:80/mobilesaeid/painter%20Studio%20farsi.zip
http://www.sharemation.com:80/mobilesaeid/S60SpotOn%5B1%5D.Symbian.OS7-%5Bwww.Ir-Tci.Org%5D.zip
http://www.sharemation.com:80/mobilesaeid/Unteh%20Reminder%20v1%20Farsi.zip
http://www.sharemation.com:80/mobilesaeid/SmartAnswer%20FARSI.zip
http://www.sharemation.com:80/mobilesaeid/Smart%20Guard%20v3%5B1%5D.0.zip

تذكرات :
2. بهتر است مموری کارت وسیم کارت را براى فرمت كردن در بياوريد.
3. بعد از فرمت مموری کارت٬ برنامه ها و اطلاعات نصب شده در آن پاك مي شوند.
4. هنگام فرمت بوسيله 3 كليد ٬ از شما تأئيديه درخواست نمي شود . پس قبل از فرمت پشتیبان بگيريد.
آموزش ها :
توضيحات : خيلی ها مي پرسند از کجا بدونيم که گوشی به صورت Safe Mode بالا آمده ؟
پاسخ : در ظاهر تفاوتی ندارد ، اما نرم افزار هايی که در Autorun گوشی هستند ديگر بالا نمي آیند.
نرم افزار هایی که در Autorunهستند مانند : منشی تلفن ومدیریت برنامه هاها و پروفايل
2. فرمت ممورى كارت :
- در Menu قسمت Extras سپس قسمت Memory برويد و Options و سپس Format mem.Card را انتخاب کنید و ممورى كارت را فرمت كنيد.
3. فرمت گوشى :
نکات :
- اين روش بسيار مطمئن و بنيادي است كه مخصوص سیمبیان ۷ است.
- این روش در مورد گوشی های ۷۶۵۰ و ۳۶۵۰ و۶۶۳۰ جواب نمي دهد.
4. برگرداندن فايل هاى INI از ROM به RAM گوشى ( كه به اشتباه فرمت ناميده مي شود ) :
- در صفحه اصلی گوشى ( جايى كه شماره گیریمي كنيد ) تايپ كنيد : #7780#* ( از چپ به راست )
- از شما در مورد اطمينان درباره Factory Default سؤال مي شود ٬ تائيد کنید ( دکمه Yes )
- در مرحله بعد از شما پسورد گوشی سوال مي شود ٬ به صورت پيش فرض 12345 است. آن را وارد مي كنيد و گوشى Factory Default يا فرمت كارخانه اى مي شود.
نکات :
- حال برای فرمت کردن واقعی گوشی از همین روش استفاده کنید ولی به جای کد بالا از کد #7370#* ( از چپ به راست ) استفاده کنید.
تست جريان كشي:
اين آموزش براي اولين بار و به صورت رايگان توسط اين سايت(
WWW.IR-TCI.ORG) ارائه ميشود و هرگونه سوءاستفاده پيگرد قانوني دارد.مواد لازم:يك عدد دستگاه تغذيه و يك عدد گوشيه تلفن همراه و يك آدم بيكار (نمك و فلفل به مقدار لازم)
به كمك تست جريان كشي مي توان گوشيهايي كه ايراد تخليه شارژ دراند با نصب گوشي به تغذيه محدوده عيب را پيدا كنيم.
مرحله اول : براي تست جريان كشي ولتاژ منبع تغذيه را بر روي 4.2 ولت تنظيم مي كنيم و گوشي را به تغذيه وصل كرده و مقدار جرياني كه از منبع تغذيه كشيده مي شود را نگاه مي كنيم كه به اين مرحله تست جريان كشي در حالت خاموش بودن دستگاه مي گوييم در اين حالت استاندارد هيچ جرياني از تغذيه نبايد كشيده شود ودر صورتي كه جرياني كشيده شود بخشهايي كه مستقيم به باتري متصل مي باشد احتمال آسيب ديدگي دارد واگر مقدار جريان بيش از 100 ميلي آمپر باشد قطعه معيوب گرم مي شود و هر چقدر مقدار جريان بالاتر رود حرارت ايجاد شده نيز بيشتر خواهد شد. بايد توجه داشت كه اگر اتصال به صورت مستقيم و يا حتي توسط مقداري قلع به وجود آيد يقينا جريان زيادي از تغذيه كشيده ميشود ولي هيچ گرمايي به وجود نمي آيد(سولفات نوعي اتصال است) در اين حالت چنانچه جرياني كشيده شود و همچنين گوشي نيز روشن شود ايراد تخليه شارژ در صورتيكه حتي گوشي را روشن نكنيم بوجود مي آيد.
مرحله دوم: گوشي را به تغذيه وصل مي كنيم و اگر جرياني كشيده نشد و مرحله اول هم درست بود كليد پاور را فشار مي دهيم و گوشي را روشن مي كنيم چون مصرف
Led ها در گوشيهاي مختلف متفاوت است بنابراين منتظر مي شويم كه Led ها خاموش شوند ، سپس مقدار جرياني كه از تغذيه كشيده مي شود را نگاه مي كنيم كه با توجه به نوع گوشي حداكثر 40 ميلي آمپر باشد . اگر مقدار جرياني كه از تغذيه كشيده مي شود بيش از حد استاندارد بود قطعاتي كه بعد از آي سي تغذيه به كار رفته باشند را تست مي كنيمكه معمولا در جريانهاي بيش از 100 ميلي آمپر قطعه معيوب گرم مي شود كه در اين حالت پس از روشن كردن گوشي و حتي بدون داشتن مكالمه باتري سريعا خالي مي شود . اگر اتصال به صورت مستقيم و توسط قلع به وجود آمده باشد يقينا فقط آي سي تغذيه گرم مي شود. بارها ديده شده است كه يك قطعه در داخل موبايل مانند
Cpu ، آي سي صدا ، آي سي پي اف نيم سوز شده است كه جريان زيادي كشيده ميشود و باتري نيز به سرعت خالي مي شود ولي در كاركرد گوشي هيچ اختلالاتي به وجود نمي آيد.جهت تست و پيدا كردن قطعه معيوب كه بعد از آي سي تغذيه بكار رفته است از خازنهاي مسير تغذيه استفاده مي كنيم به اين معنا كه خروجي تغذيه مستقيم به مصرف كننده وصل مي باشد و حداقل دو عدد خازن يكي در كنار آي سي تغذيه و ديگري در كنار مصرف كننده وجود دارد و به صورت موازي به زمين متصل مي باشد( اگر مصرف كننده اي بسوزد اين مسير به زمين وصل مي شود و ما مي توانيم از اين اتصال توسط خازنها مطلع شويم.)در صورتيكه با فشار دادن كليد پاور، گوشي روشن نشود و جريان بالايي نيز كشيده شود با توجه به مقدار جريان و قطعه معيوب ايراد را برطرف مي كنيم.
مرحله سوم: چنانچه در مرحله دوم نيز اشكالي وجود نداشت با گوشي ارتباط برقرار مي كنيم كه در اين صورت حداكثر جريان از تغذيه كشيده مي شود كه براي تست سالم بودن اين بخش سه نوع گوشي متفاوت را دقيقا بر روي ميز كار آزمايش كرده وميانگين جريان اين سه گوشي حد مطلوب جريان در هنگام تماس در آن نقطه مي باشد.
همانطور كه ميدانيم توان خروجي آي سي پي اف با توجه به فاصله گوشي تا بي تي اس متفاوت مي باشد و با تست اين سه گوشي در مكان مورد نظر به حد استاندارد خواهيم رسيد.
اگر يك گوشيه مشكوك را در همان نقطه تست كرديم و جريان بيشتري كشيده شده احتمال خيلي زياد آي سي پي اف خراب شده يا امكان لحيم سردي وجود دارد.
بايد توجه داشته باشيم كه جهت تست اين مرحله
LED ها بايد خاموش باشند و همچنين در حين صحبت كردن نباشيم.ضعيف بودن
RX به نوعي در خروجي PF تاثير مي گذارد و مصرف باتري را بيشتر مي كند به اين معنا كه اندازه گيري فاصله بين گوشي و BTS بر اساس قدرت سيگنالهاي دريافتي(RX) مي باشد، هرچقدر سيگنالها قوي تر باشند به معناي نزديك تر بودن فاصله و هرچقدر ضعيف تر باشند به معناي بيشتر شدن فاصله مي باشد.حتما برای شما هم پیش آمده است که در حال کار کردن با گوشی خود خطاهایی را مشاهده کردید که متوجه نشدید که به چه علت این خطا رخ داده است ! این بار در سایت تخصصی موبایل یک مجموعه کامل را از پیغام های خطا در گوشی های سیمبیان نوکیا و حل مشکل آنها را قرار داده ایم ...
با اين پيغام احتمالا موقع گرفتن عكس مواجه شويد.
پيشنهاد براي رفع اين مشكل :
1- خاموش روشن كردن گوشي
2- خالي كردن فايلهاي tmp از (با برنامه Extended File Manager ميتونيد اين كار رو انجام بديد ) MMC
3- خالي كردن ram گوشي ( براي اينكار كليد meno را بزنيد و نگه داريد و با زدن كليد c برنامه هاي را كه احتياج ندارين ببنديد )
* روشي كه نتيجه داده: خالي شدن باطري گوشي تا اينكه خود گوشي اتوماتيك خاموش شود، بعد از ساعاتي گوشي را به شازژ بزنيد و پس از شازژ روشن كنيد.
App Closed main :
اين يك پيغام كلي است و پيگيري اين پيغام كار آسوني نيست.
پيشنهاد براي رفع اين مشكل :
1- پاك كردن آخرين برنامههاي ريخته شده روي گوشي
2- مستر ريست گوشي
App. Closed sSaverdaemon :
اخطاري است براي اسكرين سيوري كه خوب كار نميكند، برنامه اسكرين سيور خودتان را پاك كنيد.
App..Closed.ACN LIST :
اخطاري است كه به دلايل زير پيش ميياید:
1.ايجاد مشكل در نرم افزار
2. ناهمخواني نرم افزار با سخت افزار گوشي
3. اجراي همزمان چندين برنامه
App.Closed mailnit :
اين پيغام زماني ظاهر ميشود كه درمموری کارت مشكل پيش بياد، در اين حالت مموري كارت بايد فرمت بشود.
App. Closed ncnlist :
وقتي messege مياد بجاي زنگ زدن اين erorr مشاهده ميشه .
پيشنهاد براي رفع اين مشكل :
3- پاك كردن آخرين برنامههاي نصب شده.
4- غير فعال كردن Receive Report در بخش Text Message
5- پاك كردن پيغامهايي كه بصورت فونت فارسي در گوشي ذخيره شدند
6- مستر ريست گوشي
System Error :
پيغام مربوط به سيستم گوشي هست. مشكلات زيادي باعث ايجاد اين error مي شود :
1- وصل كردن مموري كارت گوشي ديگه كه روش برنامه نصب هست
2- كامل نصب نشدن يك برنامه كه در روت گوشي نصب شده
3- مستر ريست كردن گوشي قبل از فرمت كردن مموري كارت و...
پيشنهاد براي رفع اين مشكل :
1- مستر ريست گوشي
phone will be restarted :
اين پيغام وقتي مياد كه شما برنامه هاي زيادي رو لود كرده باشيد
General :Alredy in use :
اينError هنگام پاك كردن مسيج و يا فايلي ديده شده.
پيشنهاد براي رفع اين مشكل :
فايلي توي فولدر Message بصورت Hidden شده كه اگر از Hidden بودن خارجش كنيد درست ميشه. براي اينكار از برنامه SeleQ استفاده كنيد.
Memmory Card Corrupted :
اين مشكل زماني ايجاد ميشود كه مموري كارت خوب فرمت نشده و يا در حين فرمت با مشكل ديگهاي روبرو شده، براي مثال خود من وقتي يكبار مموري كارت روفرمت مي كردم، وقتي وسطهاي كار Cancel كردم – اين پيغام را براي من ميداد. دوباره فرمت كردم و درست، شما هم سعي كنيد دوباره فرمت كنيد و اگه نشد با کارت ریدرفرمت كنيد.
there is nothing good palying :
زماني با اين پيغام مواجه ميشويم كه از برنامة mum sms و يا برنامههاي مشابهي كه براي sms هست استفاده ميكنيم. اين برنامهها SMSها رو مخفي ميكنه – اگه شما اين برنامه رو پاك كنيد از اين مشكل هم راحت مي شويد.
Phone Startup Failed.Contact the retailer :
این پیغام موقعی ظاهر میشود که بعلت ریستارت نادرست و یا نصب یک برنامه مخرب فایل startup گوشی پاک شده باشد
براي حل اين مشكل سيم كارت ومموري كارت را درآورده و دوباره جا بزنيد، اگه درست نشد مستر ريست كنيد. در صورتيكه با فلش هم درست نشود نياز به سرويس در يك نمایندگی است و احتمال مشكل سخت افزاري دارد.
close all application :
هنگام نصب برنامه و يا ... رخ ميدهد. گوشي را خاموش كرده و پس از روشن كردن دوباره سعي نماييد
unable to install comitable with series 60 support version 0.00 :
معمولا براي گوشي هاي غيرازسرس ۶۰ به هنگام نصب برنامه ايجاد ميشود ولي گاهي در گوشي هايي كه مربوط به سري 60 هم هستند ديده ميشود. براي اينكار بهتر است گوشي را مسترریست كنيد.
select access point (no data) :
علت اون پیغام اینکه یکی از برنامه های موجود در گوشی شما در خواست دسترسی به اینترنت میکنه اون میتونه یک برنامه آنتی ویروسیا هر برنامه دیگری باشه. اونها رو غير فعال كنيد
گوشي فقط عدد تايپ ميكنه :
پيشنهاد براي رفع اين مشكل :
1- دكمه مربع را بگيريد و نگه داريد تا حروف تايپ بشه
2- تعريف كردن كاري براي دكمه مربع درگوشي ( مانند برنامههاي چراغ قوه (power torch ) و ... )
ساعت گوشي عقب وجلو ميشه:
پيشنهاد براي رفع اين مشكل :
به قسمت تنظيم زمان مي رويد و GMT offset را روي 03:30+ تنظيم مي كنيد به محض تغيير دادن offset از شما سوال مي كند كه
update date and time of the phone? شما No را انتخاب كنيد
آمدن صداي موزيك از گوشي هنگام استفاده از هندزفري :
اين مشكل روي گوشيهاي 3650 ميباشد
راه حلي غير علمي دارد به اين صورت كه خيلي آروم فيش هندز فري رو تا نصفه داخل گوشي فرو كنيد بعد كه صدا داخل اسپيكر ها شد فيش رو آروم تا ته فرو كنيد.
گوشي مدام پيغام خطاي با علامت ! را نشان مي دهد.
احتمالا Error مربوط به برنامه Mini Gps باشه كه تنظيم شده روي Event Alarm و يا يه برنامه مثل ( screen saver ) كه بعد از هر 20-30 ثانيه ميخواد فعال شه و چون نميتونه ارور ميدهد
موبايل پيغامهايي مثل رسيدن پيام كوتاه ( مَسيج ) و تلفنهايي كه جواب نداده شده ( ميس كال ) را نمايش نمي دهد :
در قسمت log گوشي منوي چپ را بزنيد و سپس در قسمت اپشن گوشي در قسمت log duration به جاي گزينه no log يا 1 روز يا 10 يا 30 را انتخاب كنيد!
كم شدن صدا هنگام صحبت در 6600 :
برنامة را غير فعال كنيد و يا Callcheaterكلاً پاك كنيد
پس از خاموش كردن گوشي روشن نمي شود :
اين مورد در موارد زيادي اتفاق ميافتد. در حالت شايع وقتي sms ها در حالت Sending در Outbox باقي بمانند و گوشي خاموش شود، ديگه روشن نميشه.
بهتره در درجة اول مموري كارت رو درآورده و گوشي رو روشن كنيد اگه درست نشد مستر ريست كنيد و بعد گوشي رو فرمت.
مشكل 6600 كه ساعتش خود به خود عوض ميشه ممكن هست از قسمت auto time update باشه.اگر اون فعال باشه اين مشكل پيش مي آيد
موزيك روشن شدن گوشي نوكيا 6600 قطع و وصل ميشه :
در حالت Safe Mode اين مشكل بوجود نمياد. اين مشكل مربوط به مموري كارت ميباشد و ربطى هم به Firmware نداره. بهتره نرم افزار هاى Autorun رو حذف كنيد. كساني هم كه پين كد وارد گوشي كردند اگه مدتي پس از درخواست پين كد و وارد كدن اون فاصله بذارند مشكل حل ميشود.
دريافت نكردن sms :
اگه برنامهاي درباره sms داريد پاك كنيد. به تنظيمات message مراجعه كنيد وشماره مرکزSMS رو چك كنيد. در صورتي كه با اينكارها درست نشد مستر يست و غير از اون مراجعه به مخابرات.
جايگزيني صداي زنگ اصلي گوشي 3230 بجاي زنگ انتخابي :
با تعويض سیمکارت درست شده
ذخيره نشدن عكسهاي گرفته شده توسط گوشي، وارد نشدن به گالري ، نمايش داده نشدن عكسها در گوشي :
فقط مستر ريست
قطع شدن تماسها و دادن miss Call به آنها :
اين ايراد از مخابرات ميباشد و از گوشي شما مشكلي ندارد.
ویبره موبايل كار نميكند :
مشكل سخت افزاري و يا مكانيكي است، ضربه هاي كوچكي به گوشي وارد كنيد.
|
سری ۳۰ |
|
|
سری ۴۰ |
|
|
سری ۶۰ |
|
|
|
N-Gage, N-Gage QD |
* FDMA: در ايـن تكـنـولوژي براي هر تلفن همراه يك فركانس مجزا تعلق ميگيرد.
* TDMA : اين تكنولوژي ديجـيـتـالـي تماس هـاي تـلـفـني را در قــالب بـــسته هايي از داده بر طبق زمان تقسيم بندي ميكند.
* CDMA: اين تكنولوژي ما را قادر ميسازد حجم بالايي از داده و صوت را توسط يك فركانس يكسان همزمان مخابره كنيم.
نسلهاي تلفن همراه
*1G: نسل اول كه تلفنهاي همراه آنالوگ را تشكيل ميدادند.
*2G: نسل دوم تلفنهاي همراهي كه از سيستم ديجيتالي بهره ميگيرند.
*3G: نسل سوم تلفنهاي همراه كه انتقال داده ها در آن باسرعت بالا (تا 2 مگابايت در ثانيه) صورت ميگيرد.
*4G:نسل چهارم تلفنهاي همراه كه در آن انتقال داده ها با سرعت 20 مگابايت در ثانيه امكان پذير بوده و براي مشاهده برنامه هاي تلويزيوني مناسب ميباشد. پيش بيني ميگردد كه اين نسل از تلفن همراه از سال آينده و يا حداكثر تا سال 2010 ميلادي به بازار عرضه گردد.
DUAL BAND (باند دوگانه) چيست؟ به قابليت تلفن همراه در تغيير فركانسهاي ارتباطي اطلاق ميگردد. به اين معني كه قادر است از فركانسهاي ديجيتالي 800MHZ و هم 1900MHZ براي ارسال و دريافت تماس استفاده كند.
TRI BAND (باند سه گانه) چيست؟ تلفن همراهي كه قادر است هر فركانس ديجيتالي را پشتيباني كند.
DUAL MODE (حالت دوگانه) چيست؟ به تلفنهاي همراهي كه قادر ميباشند هم از سيستم ديجيتال و هم سيستم آنالوگ استفاده كنند اطلاق ميگردد.
* CARRIER: به كمپاني تامين كننده سرويسهاي ارتباطات راه دور بي سيم كرير ميگويند. يا همان اپراتور تلفن همراه.
* NETWORK: شبكه فرستنده امواج مخابراتي تلفن همراه.
* SERVICE PLAN (نوع خدمات): نوع سرويسي كه مخابرات به كاربران تلفن همراه ارائه ميدهد مانند: عدم نمايش شماره تلفن، ارسال پيام كوتاه، ويدئو كنفرانس و غيره.
*SERVICE AREA=COVERAGE: محدوده هاي جغرافيايي تحت پوشش اپراتور تلفن همراه.
* GSM (سيستم جهاني ارتباطات تلفن همراه): استاندارد جهاني ارتباطات ديجيتالي تلفن همراه كه در 60 كشور جهان مورد استفاده قرار ميگيرد. چهار فركانس متداول در اين استاندارد عبارتند از:850mhz-900mhz-1800mhz-1900mhz.
* UMTS: سر نام كلمات"سيستم جهاني ارتباطات راه دور تلفن همراه" ميباشد. اين اصطلاح مترادف نسل سوم تلفنهاي همراه ميباشد.
* GPRS (سرويس بسته هاي امواج راديويي): اين تكنولوژي امكان انتقال حجم و سرعت بالاي داده را فراهم ميآورد.
* SIM (ماژول شناسايي مشترك): (سيم كارت) كارت پلاستيكي كوچك و قابل حمل كه اطلاعات مربوط به شماره تلفن مشترك،اطلاعات كاربر،دفترچه تلفن كاربر و.. را در خود ذخيره ميكند.
كدهاي تلفن همراه
* SECURITY CODE (كد ايمني): يك كد 5 رقمي كه از استفاده غير مجاز تلفن جلوگيري به عمل مي آورد.
* PIN (كد شناسايي شخصي): يك كد چند رقمي ميباشد كه از سيم كارت شما در مقابل استفاده غير مجاز محافظت ميكند.
* PUK (كد سد شكن شخصي): يك كد معمولا 8 رقمي ميباشد كه براي تغيير كد سد كننده PIN مورد نياز ميباشد.
* GLOBAL ROAMING (رومينگ): قابليت برقراري و دريافت تماس تلفني و يا ارسال و دريافت SMS با همان سيم كارت عادي خودتان در خارج از كشور.
* ERI: آيكوني است روي صفحه نمايش تلفن همراه كه فعال و يا غير فعال بودن حالت رومينگ را نشان ميدهد.
* SATELITE PHONE (تلفن ماهواره اي): سيم كارتي است كه تلفنهاي همراه را توسط شبكه هاي ماهواره اي به يكديگر مرتبط ميسازد.
* PRE-PAID CARD (سيم كارت اعتباري): سيم كارتي است كه از آن به ميزان زمان (دقيقه )از پيش تعيين شده اي ميتوانيد بهره برداري كنيد.
انواع باطري قابل شارژ تلفن همراه
* NICD (نيكل-كادميوم): مدل قديمي باطريهاي قابل شارژ ميباشند. در صورتي كه پيش از خالي شدن كامل اقدام به شارژ مجدد آنها كنيم آسيب ميبينند.
* NIMH (نيكل-فلز هيدروژن دار): ظرفيت آن از نوع قبلي بالا تر ميباشد.
* LI-ON (يون ليتيوم): اين نوع باطري از انواع مذكور كم حجم تر، سبك تر و گرانقيمت تر ميباشد. عمر آن نيز طولانيتر بوده و از لحاظ زيست محيطي نيز آلايندگي كمتري دارد.
انواع شارژر تلفن همراه Ac charge (شارژ برق شهری)
* Ac charge (شارژ برق شهری) : شارژر معمولي تلفنهاي همراه.
* RAPID CHARGER (شارژر سريع): شارژري كه قادر است باطري تلفن همراه را ظرف مدت 4 ساعت شارژ كند.
* CAR CHARGER (شارژر خودرو): شارژري كه با اتصال به فندك خودرو باطري تلفن همراه را شارژ ميكند.
* BUILT-IN CHARGER (شارژرداخلي): شارژري است كه درون خود تلفن همراه تعبيه ميگردد و به شما امكان ميدهد تلفن را بمنظور شارژ مستقيما به برق شهري متصل سازيد.
اصطلاحات مرتبط با باطري تلفن همراه
* BATTERY CAPACITY (ظرفيت باطري): ظرفيت باطري بصورت ميلي آمپر در ساعت (MAH) اندازه گيري ميشود.
* BATTERY INDICATOR (شاخص باطري): آيكوني است كه ميزان شارژ باطري را به شما نشان ميدهد.
* BATTERY EMPTY: اخطار خالي شدن شارژ باطري.
* TALK TIME (زمان مكالمه): مدت زماني است كه باطري طي برقرار بودن تماس شارژ باقي ميماند.
* STANDBY TIME (زمان حالت انتظار): مدت زماني است كه باطري طي روشن بودن تلفن اما غير فعال بودن آن شارژ باقي ميماند.
چند نكته در رابطه با باطري تلفن همراه
1- هرگز از باتري فرسوده و يا دستگاه شارژ كننده معيوب استفاده نكنيد.
2- باتري را در دماي بين 15 تا 25 درجه سانتي گراد نگهداري كنيد.
3- باتري را در آتش نياندازيد.
4- تنها از باتري و شارژ كننده هاي مورد تائيد توليد كننده استفاده نماييد.
5- تلفن همراه را بيش از يك بار در هفته به شارژر متصل نكنيد چرا كه شارژ بيش از حد عمر باتري را كوتاه ميكند.
انواع تلفن همرا از لحاظ شكل ظاهري
* FLIP-OPEN (تا شونده): اين نوع تلفنها داراي دو بخش ميباشند كه توسط يك لولا روي يكديگر تا ميگردند.
* SLIDE (كشويي): اين نوع تلفنهاي همراه داراي يك بخش فوقاني بوده كه روي بخش زيرين و اصلي بصورت كشويي قابل حركت ميباشد.
* STANDARD (استاندارد): نوع معمولي تلفنهاي همراه ميباشد.
اصطلاحات صفحه نمايش تلفنهاي همراه
* LCD (كريستال مايع): صفحه نمايش رايج تلفنهاي همراه كه از دو ماده پلاريزه و كريستال مايع ميان آنها تشكيل يافته است.
* MONOCHROME LCD (ال سي دي تك رنگ): نوع سياه و سفيد ال سي دي ميباشد.
* COLOR LCD (ال سي دي رنگي): ال سي دي هاي رنگي به چند نوع STN-TFD-TFT تقسيم بندي ميگردند . نوع TFT وضوح بالاتر و ضخامت كمتري داشته اما گرانقيمت است.نوع STN ارزان قيمت بوده ولي وضوح TFT را ندارد.نوع TFD ارزان بوده و از و ضوح TFT را نيز برخوردار ميباشد.
* TOUCH SCREEN (صفحه حساس به لمس): در اين نوع صفحه نمايش قادر خواهيد بودد توسط قلم ديجيتالي اقدام به نوشتن و يا جستجو در منو كنيد.
* STYLUS= DIGITAL PEN (قلم ديجيتالي): قلم ويژه وارد كردن اطلاعات به صفحه نمايش تلفن همراه
* BACKLIT ILLUMINATION (روشن سازي): قابليتي در تلفنهاي همراه كه با تابش نور از سمت عقب سبب روشن گشتن صفحه نمايش و يا صفحه شماره گير ميگردد.(بمنظور ديد بهتر در تاريكي)